تبليغاتX
خبرهایی باور نکردنی Incredible news

خبرهایی باور نکردنی Incredible news

اعتیاد!!! جرم یا بیماری ؟؟؟ ... addiction, crim, or ellness

HOMEPAGE

E-MAIL

 

                                                                              اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

به نام ساقه‌ی امید در پهندشت یاس

 

www.amhband.blogfa.com 

 

 

  

  

ما نمی‌توانیم ماهیت معتاد و یا اعتیاد را تغییر دهیم، اما می‌توانیم با تلاش خود

 

در فراهم آوردن هر چه بیشتر زمینه بهبودی، آن دروغ قدیمی که می‌گوید:

 

«وقتی معتاد شدی تا ابد آلوده می‌مانی» را، تغییر دهیم.

 

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 6 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

 


خداوندا ؛

 

دانشی عطا فرما تا بتوانیم کلمات را مطابق با احکام الهیت به رشته تحریر

در آوریم. غریزه فهم عزم عزیزت را در ما بکار، ما را به خدمت اراده

خود در آورده و سند از خود گذشتگی مان را صادر کن، تا این

کلمات در حقیقت از آن تو باشد نه از آن ما. شاید بدین

وسیله دیگر لازم نشود که هیچ معتادی در هیچ جا

از درد اعتیاد هلاک شود.

   

پروردگارا 

 

کمک کن که این تفاوت را همیشه به خاطر داشته باشیم.

 

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 6 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

 

 سيگار، اولين دروازه‌‌ی ورود به اعتيادخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

  

                     

در این بخش، سعی داریم توضیح دهیم چرا ترک سیگار کاری دشوار است. ما همچنین جنبه‌های خوب و بد سیگار کشیدن را مرور کرده و اهداف شخصی فرد برای سیگار کشیدن را مشخص می‌کنیم و توضیح می‌دهیم چه طور سیگار در کنترل احساسات ناگوار و ناراحت‌کننده دخالت می‌کند. این بخش، همچنین مروری بر ماده‌ی مخدر تنباکو و این که چگونه عادات شکل می‌گیرند دارد. شما همچنین از تأثیر نیکوتین بر مغز آگاه خواهید شد و می‌فهمید که چرا ترک سیگار منجر به عود می‌شود. در پایان بخش در مورد تنباکوهای بدون دود و پیپ صحبت می‌کنیم 

 

                                   

اگر شما همانند بسیاری از سیگاری‌ها از سیگار کشیدن لذت می‌برید، باید بدانید که بسیاری از غیرسیگاری‌های اطراف شما همانند همسرتان، دوستتان، پزشکتان و آن‌هایی که به معنای واقعی دوست یا فامیل شما هستند در عذاب می‌باشند. بنابراین بیشتر این افراد به شما پیشنهاد ترک می‌کنند. واقعیت این است که تا شما نخواهید هیچ کس نمی‌تواند به شما کمک کند. شما به دلایل شخصی سیگار می‌کشید و قبل از این که آن را بشناسید خود را در محاصره‌ی آن می‌بینید. این چرخه برای بسیاری از سیگاری‌هایی که اکنون از سیگار کشیدن رنج می‌برند تکرار می‌شود. در این بحث شما، قدم به قدم به ما باشید.

 

چرا ترک سیگار مشکل است؟ خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

  

 

گرچه شاید تصور کنید کسی که ادعا می‌کند پاکت سیگار را دور انداخته و هرگز آن را بر نمی‌دارد لاف زده است، اما این ادعا صحت دارد. برای اکثر سیگاری‌ها ترک کشمکش و نزاعی بزرگ است.90 درصد از مردمی که سیگار می‌کشند و می‌گویند تمایلی به ترک ندارند، سعی خودشان را کرده‌اند. بسیاری از سیگاری‌هایی که برای اولین بار تصمیم به ترک داشته‌اند موفق نشده‌اند و در حقیقت بسیاری از افراد بعد از 5 بار موفق به ترک قطعی شده‌اند.

 

                           

 

                 

سه نبرد

چرا ترک سیگار کاری مشکل است؟ زیرا هر که بخواهد موفق به ترک شود بایستی در سه نبرد پیروز شود. اجازه بدهید نگاهی دقیق‌تر به سه جنبه از اعتیاد به تنباکو داشته باشیم که هر فرد سیگاری بایستی بر آن چیره شود.

 

عادت

زمانی که سیگار کشیدن را شروع می‌کنید احتمالاً از تعداد کمی در هر روز استفاده می‌نمایید. اما بعد از مدتی در می‌یابید که سیگارهای مصرفی شما در هر روز چندین برابر روزهای اول شده است. برای مثال شما سیگار را بعد از نوشیدن یک فنجان قهوه، قبل از خواب، پایان شام، بعد از بیدار شدن از خواب یا بعد از نوشیدن هر آشامیدنی استعمال خواهید کرد. در نهایت بعد از مدتها متوجه می‌شوید که اگر سیگار نداشته باشید، گویی چیزی را گم کرده‌اید و این به آن دلیل است که مغز شما می‌آموزد ارتباطی بین سیگار کشیدن و انجام برخی فعالیت‌ها برقرار نماید و به این ترتیب شما عادتی را شکل داده‌اید.

 

                

اعتیاد و وابستگی بدنی

نیکوتین یکی از اعتیادآورترین داروهای روی زمین است و به طور طبیعی در گیاه تنباکو یافت می‌شود. نیکوتین می‌تواند محرک و مخدر باشد. در دزهای کم، نظیر زمانی که پک‌های کوتاه می‌زنید نیکوتین محرک است. در دزهای بالا، زمان‌هایی که شما پک‌های عمیق می‌زنید و آن را استنشاق می‌کنید همانند مخدر عمل می‌کند.

نیکوتین یکی از ترکیبات سیگار است. زمانی که سیگار می‌کشید نیکوتین وارد جریان خون شما می‌شود و در مرحله‌ی بعد به مغز آسیب می‌رساند، بعد از مدتی بدن به حضور مقدار معینی از نیکوتین در جریان خون عادت می‌کند. زمانی که بدن نیاز به نیکوتین بیشتر پیدا می‌کند استفاده و استعمال بیشتر سیگار نیز شروع می‌شود اگر با بیشتر سیگار کشیدن این نیاز مرتفع نشود بدن شما احساس ناراحتی خواهد کرد.

اگر شما مدت زیادی است که سیگار می‌کشید، مطمئناً زمان‌های بدون مصرف نیکوتین را در عمر خود تجربه کرده‌اید. برای مثال زمانی که در هواپیما نشسته‌اید یا زمانی که در میهمانی خاص گرفتار شده‌اید، در این زمان میل به سیگار کشیدن بر اثر افت و سقوط سطح نیکوتین خون افزایش می‌یابد. در این صورت با افت سطح نیکوتین دچار مشکل و تمرکز و حتی گاه کج خلقی می‌شوید و اطرافیان شما نیز این ادعا را دارند که شما عصبی هستید، به همین خاطر موقعی که از آن موقعیت خارج می‌شوید، سریعاً به سراغ سیگار می‌روید. این علایم تنها تعدادی از نشانه‌های کاهش نیکوتین است و تمامی این نشانه‌ها به این معنا هستند که بدن شما به سیگار وابسته شده است.

 

                        

وابستگی روانی خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

آیا اتفاق افتاده برای غلبه بر عصبانیت، ناامیدی یا غلبه بر برخی احساسات، از سیگار استفاده کنید؟ چه طور آموخته‌اید که این کار را انجام دهید؟ به خاطر می‌آورید که جنبه‌های محرک و مخدر نیکوتین را توضیح دادیم، به همین دلیل است که مردم به نیکوتین وابسته می‌شوند. مثلاً اگر شما می‌نویسید و خسته می‌شوید، می‌خواهید سیگار بکشید تا از جنبه‌های محرک آن استفاده کنید. یا اگر مدت طولانی است که در ترافیک مانده‌اید و عصبی هستید از سیگار برای اثر مخدر آن استفاده می‌کنید. در این صورت شما یاد می‌گیرید که از نیکوتین برای تعدیل مصنوعی و اعتدال در رفتار اسنفاده کنید.

 

        

 

تأثيرات زيان‌آور سيگار

حقایقی در مورد تأثیر تنباکو بر سلامت

تمامی افرادی که مراقب سلامت خود هستند می‌دانند که سیگار برای سلامت آن‌ها مضر است. گر چه ممکن است آن‌ها بخواهند این تجربه را داشته باشند. حقیقت این است که تنباکو یکی از مواردی است که مرگ را جلو انداخته و سبب بروز بیماری‌هایی می‌شود که این بیماری‌ها منجر به مرگ می‌شوند. تنباكو بی واسطه مسئول مرگ سه میلیون نفر در هر سال است. این ماده سبب بروز بیماری‌های قلبی، حملات قلبی، بسیاری از سرطان‌ها، آمفیزم و برونشیت مزمن می‌شود.

 

تأثیرات دخانیات بر اندامهای بدن

سیگار اثرات شوم خود را بعد از طی كردن مراحل اولیه در استعمال‌كنندگان بجا می‌گذارد و هر ساله بر تعداد قربانیان خود می‌افزاید. كسانی كه قلب، ریه، معده،‌عروق، مجاری تنفسی و سایر اعضای بدن خود را به مرور زمان با سم نیكوتین و سایر سمومی كه در دود سیگار است (در مباحث بعدی به طور كامل به این موضوع می‌پردازیم) مسموم می‌سازند،‌ سلامتی خود را به خطر انداخته و با این مسمومیت تدریجی با هر سیگاری كه روشن می‌كنند گام تازه‌ای در جهت هلاكت خود بر می‌دارند. چون مصرف كنندگان دخانیات جسم خود را بتدریج به سم آلوده می‌كنند و به مرور در عمق بیماریهای خود فرو می‌روند، از شدت ناراحتیهای جسمی خود آگاهی ندارند؛ آنها متوجه نمی‌شوند كه تا چه اندازه سلامتی خود را از دست داده و سموم سیگار چه تغییراتی در بافت‌ها و اعضای بدنشان بوجود آورده است. مصرف كنندگان سیگار اغلب از تغییرات اوضاع، شرایط محیط و وضع تغذیه و كیفیت آن شكایت داشته و برخی اظهار می‌دارند كه خوراك‌ها طعم لذت‌بخشی قبلی خود را از دست داده‌اند،‌ در صورتی كه تغییرات فوق معلول از بین رفتن سلامتی و كار دستگاه‌های بدنشان است. حساسیت اندامهای بویایی و ذائقه‌ی آنها از میان رفته، در پرزهای چشایی آنها در اثر سموم نیكوتین، تغییراتی ایجاد شده است. دود و سموم نیكوتین در ریه‌ها ضایعاتی بوجود می‌آورد كه در هنگام فعالیتهای بدنی غالبا شخص را به تنگی نفس دچار می‌سازد. در تشریح مقایسه‌ای ریه‌های اجساد افرادی كه به استعمال سیگار عادت داشته‌اند، در درون لپكهای شش، نایژه، نای و ناحیه‌ی گلوی آنها ماده‌ی قیری شكل و بقایای نیكوتین دیده شده است. این مواد به مرور زمان در اثر استعمال مداوم دخانیات در اعضای فوق رسوب كرده‌اند. نقش و اهمیت دخانیات در خلل وارد آوردن به سلامتی انسان دارای چنان اهمیتی است كه لازم است تأثیرات نیكوتین بر بافتها و اندامهای بدن به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد.

 

الف) تأثیر دخانیات بر دستگاه تنفسی

ل

       

بین اتومبیل و انسان از پاره‌ای جهات تشابهاتی وجود دارد. به كار رفتن بنزین در اتومبیل متشابه با مصرف غذا در انسان و نیاز به هوا در اتومبیل مانند احتیاج به اكسیژن در انسان است. اتومبیل بدون اكسیژن قادر به كار كردن و حركت نیست و حیات انسان نیز بیشتر از آنكه به غذا وابسته باشد به هوا نیازمند است. انسان ممكن است بدون غذا برای چند روز هم زنده بماند،‌ ولی بدون هوا بیش از چند دقیقه نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. ولی از آنجا كه انسان برای به دست آوردن هوا نیازی به تلاش و فعالیت ندارد و در هر كجا كه قرار گیرد اغلب می‌تواند خود را در فضای بیكرانی از هوا بیابد و تنفس كند، ارزش هوا (چون دیگر مواد مورد لزوم برای بدن) برایش ملموس نیست. اكثر حیوانات نسبتاً تكامل یافته كه در خشكی زندگی می‌كنند، برای بهره‌برداری از هوای موجود از دستگاهی كه تا اندازه‌ای به ریه‌ی انسان شبیه است استفاده می‌كنند. برخی از جانورانی كه تكامل نیافته و فاقد شُش می‌باشند، مانند آمیبها (موجود تك سلولی)، از راه پوست به تنفس می‌پردازند. به طور كلی، انسان به سه منظور از غذا و اكسیژن استفاده می‌نماید:

1. رشد و نمو بدن و ترمیم بافتهای سلولی؛

2. تولید انرژی برای فعالیتها و اعمال بدنی؛

3. تهیه سوخت برای احتراق درون سلولها.

غذا بعد از هضم از دیواره‌های معده و روده جذب خون شده و به اندامهای مختلف بدن منتقل می‌گردد، و اكسیژن نیز از طریق تجزیه‌ی هوای ششها و انتقال آن به وسیله‌ی خون در اختیار بافتها و سلولهای مختلف قرار می‌گیرد. سموم سیگار همراه با هوا وارد شُشها شده و از طریق خون سلولهای بدن را به خطر می‌اندازد. چون در بیماریهای مختلف در اصل، سلولهای بدن هستند كه مورد آسیب قرار می‌گیرند؛ از این رو مختصری به بررسی سلول یا یاخته كه واحد ساختمانی بدن موجودات زنده را تشكیل می‌دهد می‌پردازیم تا چگونگی تأثیرات دخانیات بر آنها به نحو بارزتری تشریح گردد.

سلامت انسان به طور كلی مربوط به خوب كار كردن تمام اعضا و دستگاههای بدن است، زیرا اعضای مختلف بدن هیچ یك در كار خود مستقل نبوده بلكه اعمال آنها به فیزیولوژی اندامهای دیگر بستگی دارد. بد كار كردن هر یك از اندامها، مخصوصاً دستگاه‌های تنفسی و هاضمه، بر روی كلیه اندامها، بافتها و سلولها تأثیری مستقیم و قابل مشاهده دارد، زیرا غذا و هوا از ضروری‌ترین مواد برای سلامت و زندگی سلولهاست.

هر عضو بدن از چندین نوع بافت تشكیل می‌گردد؛ مجموعه بافتها در هر عضو یك كار معین را كه مخصوص همان عضو است انجام می‌دهد. بافتها عبارت از توده‌ای سلول هم شكل هستند كه در مجاورت هم قرار گرفته و كار معینی را (در مجموعه اندام) انجام می‌دهند. (مهمترین بافتهای بدن عبارتند از بافتهای پوششی، همبندی، چربی، عصبی و استخوانی.) بدن انسان از میلیون‌ها میلیارد سلول ساخته شده است و مطالعه‌ی آنها در زیر میكروسكوپ نشان می‌دهد كه هركدام از آنها به تنهایی كلیه‌ی فعالیت‌هایی كه مخصوص موجودات زنده است از قبیل تولید مثل، حركت، تحریك‌پذیری، قدرت انقباض، تنفس، هضم، جذب غذا، سوخت و ساز و دفع برخوردار است.

فعالیت سلول‌ها در كنار هم برای یك هدف و آن هم برای ادامه‌ی زیست ارگانیزم صورت می‌گیرد. به علاوه، ‌هر سلول برای خود، یك واحد مستقل را تشكیل می‌دهد كه می‌تواند در خارج از بدن موجود زنده و در شرایط مساعد، مستقل از ارگانیزم زندگی كند و حتی قادر است تا ابد نیز به حیات خود ادامه دهد.ولی عملاً می‌بینیم كه سلولها استقلال ندارند و خود را فدای منافع وجود كاملتری كه انسان یا حیوان است می‌كنند. همین خود سؤالی است كه چگونه میلیاردها سلول برای رسیدن به چنین هدف واحدی و تحت فرمان كدام فرمانده‌ای با هم همكاری می‌كنند، هر چند گاهی نیز اتفاق می‌افتد كه به طور خودمختار عمل كننند و آسیبهای جبران ناپذیری به انسان وارد نموده و باعث هلاكت وی گردند. همین تنها عناد و سرپیچی آنها از روال همیشگی و فداكاری است كه تحت عنوان سرطان عده‌ای را به كام مرگ می‌فرستد.

بخش عمده‌ی ساختمان سلول از ماده‌ی ژله‌ای نیمه مایع و بی رنگی به نام پروتوپلاسم (Protoplasm) تشكیل شده است كه در آن دانه‌های ریزی غوطه‌ور است. كار این دانه‌ها بی شباهت به عمل گردش خون در جانوران نیست. فعل و انفعالات شیمیایی و فیزیكی روی سطوح سلول توسط آنها انجام می‌گیرد و مهمترین عناصر سلول در فعالیت تغذیه‌ای،‌ سلولی را شامل می‌شوند. این دانه‌های ریز با حركات دائمی خود مواد غذایی را از این طرف به آن طرف انتقال می‌دهند و قسمتهایی از سلول را كه احتیاج به غذا دارد تغذیه می‌كنند و مواد مضره‌ی آنها را به خارج از سلول می‌رانند.

 

     

 ا

هسته‌ی سلول در مركز آن قرار دارد و نسبت به سایر قسمتهای آن دارای رنگ تیره‌تری است، كه در حیات سلول و زنده ماندن آن مهمترین نقش را به عهده دارد، به منزله‌ی قلب و مغز ارگانیزم می‌باشد، و در صورتی كه از یاخته جدا شود موجب مرگ سلول می‌گردد. در غشای سلول خلل و فرجهای زیادی وجود دارد كه موادی از میان آنها داخل و خارج می‌شود. سلول از طریق با محیط خارج ارتباط برقرار می‌سازد تا غذا و مواد زاید را مبادله نماید. از این جهت كار سلول بی شباهت به كار كارخانه‌های شیمیایی خودكار نیست. سلول ماده‌ی خام را از خارج گرفته و آن را به مواد جدید تبدیل می‌كند. تمام اعمال شیمیایی كه به وسیله‌ی آن غذا به كار و انرژی تبدیل می‌گردد، سوخت و ساز (متابولیسم) نامیده می‌شود. در نتیجه‌ی این اعمال اجسام ساده‌ی شیمیایی به اجسام مركب تبدیل می‌شوند. در صورتی كه بالعكس اجسام مركب از هم بپاشد و به ذرات ساده‌تر غذایی تبدیل شوند و موجبات نمو بافتها را فراهم آورند، عمل «آنابولیسم(Anabolism) صورت می‌گیرد.

در مقایسه‌ی فیزیولوژیكی انسان و سلولها با كار ماشین، امتیازی را كه ماشین فاقد آن می‌باشد این است كه در صورتی كه اتومبیل بدون سوخت بماند از كار خواهد افتاد، ولی سلولها می‌توانند برای مدتی نسبتاً طولانی بدون دریافت غذا به زندگی خود ادامه دهند. در مدتی كه سلولها از غذا محرومند با سوزانیدن نسوج خویش (كه وجودآنها برای بافت و سلولها ضرورت حیاتی ندارد) تا مدتی حرارت خود را ثابت نگه داشته و به فعالیت خود ادامه می‌دهند بطوری كه انسان قادراست با سوزانیدنچربی بدن خود چندین هفته در مقابل گرسنگی مقاومت نماید (البته مشروط بر آن كه آب در اختیار وی باشد). برای سلولهایی كه در خارج ازبدن جانور در شرایط آزمایشگاهی به حیات خود ادامه می‌دهند، تغییر امكان امری ضروری است و باید پس از مدتی محیط آنها را عوض كرد؛ در غیر این صورت، انباشته شدن فضولات در اطرافشان باعث مرگ آنها می‌شود. البته حیات سلولها در درون بافتهای بدن چنین مشكلاتی را بوجود نمی‌آورد، زیرا خونی كه به این سلولها می‌رسد همواره مواد زاید آنها را بوسیله‌ی هموگلوبین خود گرفته و اطراف سلول را برای ادامه‌ی حیات آنها مساعد می‌سازد. اگر به وسیله‌ی سموم توتون و دخانیات برای هموگلبین خون مشكلاتی پدید آید، عمل فوق به طور كامل انجام نمی‌گیرد كه در نتیجه ضایعات بافتنها را به دنبال خواهد داشت. بنابراین اختلالاتی كه در امر تنفس بوجود می‌آید، اثرات آن متوجه سلولها گردیده و موجب كاهش انرژی بدن نیز می‌شود.

همانطور كه در متابولیسم سلولی یادآوری شد، انرژی بدن از راه اكسیداسیون سلولها حاصل می‌شود. برای عمل احتراق كامل در سلولها ضروری است كه اكسیژن به مقدار كافی به آنها برسد و همچنین گاز كربنیك حاصل از احتراق از سلولها دفع شود. این دو عمل كه كار عمده‌ی تنفس است با وجود دود دخانیات در هوای ششها بخوبی انجام نمی‌پذیرد. هر سلول متناسب با فعالیتی كه دارد احتیاج به جذب و دفع مقادیر متفاوتی اكسیژن و گاز كربنیك دارد. به طور مثال، سلولهای عصبی و مغز در مواقعی كه شخص مشغول انجام كارهای فكری است از اكسیژن و غذای بیشتری استفاده می‌نمایند؛ لذا هنگامی كه اكسیژن و غذای كمتری به سلولهای مغز برسد از فعالیت آنها كاسته می‌شود. معمولاً بعد از صرف غذا خون بیشتری به جداره‌های معده وارد می‌گردد تا عمل هضم غذا به راحتی انجام گیرد؛ در نتیجه سایر قسمتهای بدن از تغذیه‌ی خون كمتری بهره‌مند می‌شوند. میل به فعالیت بدنی و كارهای فكری بعد از صرف غذا كاهش می‌یابد. كوهنوردان نیز با استفاده از تجربیات خود اظهار داشته‌اند كه در قلل كوه‌ها و ارتفاعات بالا از فعالیت مغزشان كاسته می‌شود و كمتر قادر به اندیشدن و حل مشكلات فكری خود هستند. علت آن مربوط به كاهش فشار هوا و كم بودن مقدار اكسیژن در ارتفاعات است.

                    

       

 

زمانی كه شخص در حال سیگار كشیدن است، هوا و اكسیژن كافی در اختیار ششها قرار نگرفته و عملاً یك تنفس ناقص انجام می‌گیرد. در این حالت اكسیژن حمل شده به سلولها به مقدار زیادی كاهش می‌یابد و شخص را در شرایط سخت تنفسی قرار می‌دهد. بنابراین، انرژی تولیدی در افرادی كه به سیگار عادت دارند كاهش قابل توجهی پیدا می‌كند. در رشته‌های ورزشی پر جنب و جوش و رشته‌هایی كه احتیاج به نیروی بدنی و فعالیت شدید دارد، افرادی كه به استعمال سیگار عادت دارند نمی‌توانند مانند سایر رقبای خود موفق شوند. كمبود انرژی در چنین اشخاصی ناشی از احتراق ناقص در سلولهای آنهاست. بدن انسان با شرحی كه گذشت به اكسیژن احتیاج دارد. جذب اكسیژن از هوا نیز به وسیله‌ی دستگاهی به نام جهاز تنفسی انجام می‌گیرد كه شامل بینی، دهان، حلق، حنجر، نای، نایژه و شش‌هاست.

 ا

           

در انتهای هر نایژه تعداد زیادی نایژك وجود دارد كه به هرمهایی منتهی می‌شوند. هر هرم شامل تعدادی كیسه‌ی هوایی است كه یك بافت قابل ارتجاع آنها را پوشانیده است به صورتی كه كیسه‌ها بتوانند به راحتی از هوا پر و خالی شوند. هرمها به شكلی در ششها جای گرفته‌اند كه رأس آنها به طرف داخل و متصل به نایژكهاست و قاعده‌ی هركدام (كه كثیر الاضلاع منظمی به مساحت یك سانتیمتر است) در سطح دیواره‌ی ششها قرار دارد. در اطراف كیسه‌های هوایی مویرگهایی وجود دارد كه طرف دیگر آنها به رگها متصل می‌شوند. خون تیره از طریق رگها به ششها وارد شده و بعد از مبادله‌ی گاز كربنیك با اكسیژن، با رنگ روشن از ریه‌ها خارج می‌شود. مبادله‌ی انیدریك كربنیك و اكسیژن در سطوح كیسه‌های هوایی طوری انجام می‌گیرد كه اكسیژن موجود در هوای كیسه‌ها جذب هموگلوبین خون می‌شود.

ساختمان خارجی نای تا شش به گونه‌ای است كه از ورود هر گونه ذرات و گرد و غبارهای موجود در هوا به ششها جلوگیری می‌كند و آنها را به سوی دهان بالا آورده و بر می‌گرداند تا بدین وسیله از ورود مواد زیان‌آور به ششها ممانعت كرده و تا آنجا كه ممكن است هوای سالم وارد ریه‌ها شود. هنگامی كه شخص برای مرتبه‌های اول به استعمال سیگار مبادرت كرده و دود توتون را به مجاری تنفسی خود وارد می‌كند، بافتهای نای و نایژه برای جلوگیری از ورود هوای زیان‌آور و مسموم، واكنشهایی از خود نشان داده و ششها را به طور غیر ارادی و به شدت هوای داخل خود را به صورت عمل سرفه كردن به خارج می‌فرستد تا سموم و ذراتی كه همراه هوا وارد شده‌اند از دستگاه تنفسی به خارج رانده شوند.

ل

       

ظ

یكی دیگر از ناراحتیهای تنفسی كه در اثر استعمال دخانیات پدید می‌آید، بیماری «آمفیزم» است كه چگونگی آن به شرح زیر است:

كیسه‌هایی هوایی كه در درون لپكهای ششی قرار دارند در اثر صدماتی كه به وسیله‌ی سموم دود سیگار به آنها وارد می‌شود حالت ارتجاعی خود را از دست داده و كمی سخت می‌شوند به طوری كه قادر نیستند در هنگام بازدم، خود را از انیدریدكرنیك و هوا خالی نمایند. بدین ترتیب راندمان كار مؤثر در هر دم و بازدم به مقدار قابل ملاحظه‌ای كاهش می‌یابد و در نتیجه به علت گشاد شدن ریه‌ها بر حجم قفسه‌ی سینه افزوده شده و شخص در حین انجام فعالیتهای بدنی دچار مشكلات تنفسی می‌گردد.

 

     

 

ب) تأثیرات دخانیات بر دستگاه هاضمه

ا

           

دود دخانیات هنگام تدخین وارد دهان شده و گذشته از اینكه موجب تغییر رنگ لب و دندانها می‌شود؛ آسیبهایی به پرزهای چشایی وارد آورده و از حساسیت آنها در درك طعم غذا می‌كاهد و موجب فاسد شدن مینای دندان می‌گردد. نیكوتین و سموم دیگر همراه با ماده‌ی قیری شكل دود سیگار، لبها، زبان، لثه‌ها و گلو را آغشته نموده و هنگام صرف غذا مقداری از آنها همراه خوراك و آشامیدنی‌ها وارد معده می‌شود و با تأثیرات شیمیایی خود بر شیره‌ی معده، هضم غذا را به تأخیر انداخته، تولید سوء هاضمه می‌نمایند و به مرور باعث زخم معده و زخم اثنی عشری می‌شود. برای رفع ضایعاتی كه در بافتهای معده و روده بوجود می‌آید، این بافتها به ترمیم احتیاج دارند كه باید در اثر آنابولیسم سلولی صورت گیرد و تسریع در این عمل نیز منوط به قطع استعمال دخانیات است. شایع است كه استعمال دخانیات به افرادی كه برای لاغر شدن خود رژیم می‌گیرند كمك می‌كند تا از وزن خود بكاهند. اگر چه دخانیات با مشكلاتی كه در هضم غذای معده بوجود می‌آورد موجب لاغرتر شدن افراد لاغر می‌شود،‌ ولی به هیچ وجه داروی مناسبی برای رژیم گرفتن اشخاص چاق نیست و تأثیرات مهمی در كاهش وزن آنها نخواهد داشت.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط کیانی و تگریان |

ج) تأثيرات سيگار بر دستگاه گردش خون

نيكوتين ماده‌اي است سمي كه يك قطره‌ي آن براي هلاكت انسان كافي است. اين سم قوي از طريق مويرگهاي ششي وارد خون شده مواد موجود در خون را متأثر مي‌سازد و قند خون (گليكوژن) را كاهش مي‌دهد كه در نتيجه موجب ضعف بدن مي‌شود. خون مسموم، رگهايي را كه در مسيرش قرار دارد منقبض نموده و آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري به قلب وارد مي‌سازد. به علاوه، خون مسموم مانع از تغذيه‌ي كافي اندامهاي مختلف شده و بر فعاليت و فرسودگي كبد مي‌افزايد. كار كبد كه تصفيه‌ي خون و گرفتن سموم آن است، بر اثراستعمال متمادي دخانيات دچار اختلالاتي گرديده و به بيماري كبدي مي‌انجامد و بهبودي آن مستلزم پرهيز از دخانيات و ساير مواد اعتيادآور مي‌باشد.

 

سرطان و استعمال دخانيات

بشر در طي قرون متمادي بر طبيعت چيره شده و موانع و مشكلات بي شماري را از سر راه خود برداشته است، و با بيماري‌هاي مختلف پيروزمندانه مقابله كرده و آنها را به وسيله‌ي داروهايي كه ساخته؛ مغلوب كرده است، ولي هنوز بر بيماري سرطان غلبه نكرده و اسير كشتارهاي بي‌رحمانه‌ي آن است. سرطان هر روزه صدها نفر را به كام خود فر مي‌برد. براي رهايي از آن تا كنون راهي مؤثر پيدا نشده و تا دست نيافتن به راه علاج كامل آن، بشر ناگزير است براي مصون ماندن از اين بيماري، تلاش فراوان به عمل آورد تا از ابتلاي بدان جلوگيري كند. بستگي استعمال دخانيات با سرطان گلو، دهان و ريه كاملاً روشن شده است. استعامل دخانيات به وسيله‌ي چپق، بيشتر باعث بروز سرطان دهان مي‌شود. در كشورهايي كه مصرف توتون،‌ از راه جويدن است (توتون مخصوص جويدن) سرطانهاي زبان، مري، لوزتين، لب، گلو و حنجره بيشتر ديده شده است. به طور كلي سرطان موجب پديد آمدن تغييراتي در بافت اعضاي بدن مي‌گردد و چگونگی به وجود آمدن آن به شرح زير مي‌باشد:

هر عضو بدن انسان شامل ميلياردها سلول است. سلولهاي هم‌شكلي كه در كنار هم قرار گرفته و كار مشابهي را انجام مي‌دهند، يك بافت را بوجود مي‌آروند (و هر عضو از چندين بافت تشكيل يافته است). سلولها هماهنگ با هم كار معين و مشخصي را انجام داده و در نتيجه‌ي همكاري بافتها هر عضو قادر است كار مخصوص به خود را انجام دهد. چنانچه قبلاً نيز اشاره شد، تمام سلولها تحت يك اراده و در جهت يك نيرو، حيات خود را ناديده گرفته و براي بقا و مصلحت زندگي ارگانيزم خود را فدا مي‌كنند. هر گاه سلولها بر طبق اراده و نيروي ناشناخته‌اي از انجام وظيفه‌ي خود سرپيچي كرده و به صورت خودمختار زندگي كنند و بدين ترتيب وجود ارگانيزم را ناديده بگيرند، موجود زنده به سرطان مبتلا مي‌گردد؛ بدين نحو كه برخي از سلولهاي موجود در يك بافت بر خلاف روال هميشگي رفتار كرده به ميل خود دست به تكثير نوع خود مي‌زنند و به مرور زمان اين گروه سركش از خون تغذيه كرده و خود را افزايش مي‌دهند. در نتيجه، چون سلولهاي تكثير شده به فضاي وسيعتري احتياج پيدا مي‌كنند ناچار سلولهاي مجاور خود را از بين برده و بدين ترتيب در كار بافت و عضو خلل ايجاد مي‌كنند. در اثراستعمال دخانيات، نيكوتين و هيدروكربورهاي سرطان‌زا كه قسمتي از سموم سيگار را تشكيل مي‌دهند سلولهاي سالم در انتهاي نايژك و كيسه‌هاي هوايي در ششها را، تغيير شكل داده آنها را به سلولهاي سرطاني تبديل مي‌كنند. بدين ترتيب عمل جذب و دفع در اين گونه سلولها راكد مي‌شود و در اثر ادامه‌ي استعمال سيگار،‌ سموم فوق (هيدروركربورهاي سرطان زا) آنها را تقويت كرده و توسعه مي‌دهد. براي جلوگيري از تكثير و پيشروي سلولهاي سرطاني (چنانچه قبل از پيشروي سرطان از وجود آنها آگاهي پيدا شود) معمولاً قسمت سرطاني بافت شش را از بدن بيرون مي‌آورند. اگر چه استعمال دخانيات با پيپ، قليان و چپق مصونيت بيشتري نسبت به سيگار در مقابل خطر سرطان ريوي دارند،‌ ليكن همانطور كه قبلاً ذكر شد در كساني كه از چپق و پيپ استفاده مي‌كنند احتمال بيشتري براي ابتلا به سرطانهاي گلو و دهان وجود دارد و پيشرفت سلولهاي غير طبيعي و شيوع آنها با مقدار دخانياتي كه استعمال مي‌كنند بستگي كامل دارد. هر چه به مرور زمان سيگار بيشتري استعمال گردد، بر تعداد سلولهاي سرطاني نيز افزوده مي‌شود تا سرانجام تعداد گروه سلولهاي غير طبيعي به اندازه‌اي مي‌رسند كه تمام سطح آزاد بافت خود را مي‌پوشانند. در صورتي كه بافتي با كمك سلولهاي غير همسان يا يك پرده‌ي غشايي از رشد سلولهاي ياغي جلوگيري كند، پيشرفت سرطان راكد مي‌گردد؛ همچنين در صورتي كه مصرف سيگار قطع شود، رشد اين سلولها براي هميشه متوقف خواهد شد. معمولاً پس از گذشت حدود پنج سال از قطع استعمال دخانيات، مواد قيري شكلي كه در ريه‌ها رسوب كرده است از بين خواهند رفت و در سالهاي بعد ريه‌ها بر اثر ترميم بافتهاي انتهاي نايژك و كيسه‌هاي هوايي سلامت خود را مجدداً بدست آورده و ديگر اثري از سموم دخانيات در آنها يافت نمي‌شود.

 

مواد شيميايي در سيگار

تنباكوي سيگار حاوي بيش از 4000 ماده شيميايي است كه ثابت شده است حداقل 63 تا از اين مواد سبب بروز انواع سرطان در انسان‌ها مي‌شود. علاوه بر سلطان ريه، تنباكو سبب سرطان لب، زبان، گلو، مري، مثانه، رحم،‌ كليه و ساير سرطان‌هايي در اندام‌هاي مهم و حياتي بدن مي‌شود.

در اين قسمت اشاره‌اي به تعدادي از اين مواد شيميايي داريم.

ـ نيكوتين (ماده‌اي است كه براي كشتن حشراتي نظير ساس به كار مي‌رود.)

ـ مونوكسيدكربن (گازي بي رنگ و بي‌بو كه از اگزوز اتومبيل‌ها بيرون مي‌آيد.)

ـ قير (ماده‌اي مقاوم كه براي آسفالت خيابان‌ها به كار مي‌رود.)

ـ سيانيد هيدروژن (نوعي گاز سمي است.)

ـ آرسنيك (گازي سمي است كه براي كشتن قربانيان در بسياري از قتل‌هاي مرموز استفاده مي‌كردند.)

ـ متان (فرآورده‌هاي فرعي حاصل از خوردن لوبيا در شام.)

بياييد نظري به اثر اين مواد شيميايي در سيگار بيندازيم:

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

                               

     آشنايي با مواد مخدر

 

 

پيشگفتار

امروزه سوء‌مصرف مواد و اعتياد در اغلب كشورها، آسيبي اجتماعي، بهداشتي، اقتصادي و فرهنگي تلقي و به عنوان يك پديده ويرانگر و مخرب (كه سرمايه‌هاي انساني را به نابودي مي‌كشاند) موجب نگراني‌هاي جدي گرديده است. اينك پس از طي چندين سال فعاليت ارگان‌ها و دستگاه‌هاي مرتبط با اعتياد، بازنگري هدفمند در جهت بهبود سيستم مبارزه با مواد مخدر با تأكيد بر فعاليت‌ها در زمينه كاهش تقاضا به عنوان يك راهكار جديد و مؤثر در كنار ديگر فعاليت‌ها مورد توجه قرارگرفته است.

در اين ميان سوء‌مصرف مواد صناعي اعتيادآور به جهت اينكه عمدتاً قشر جوان جامعه را هدف قرار مي‌دهد و داراي چهره پنهان در جامعه است از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. گرچه ما در مقايسه با ساير كشورها، با مشكلات كمتري از نظر شيوع مواد صناعي مواجه هستيم، اما به دليل عدم آگاهي و شناخت از طيف و گستره اين مواد و عدم شناسايي منابع جهت ثبت و گردآوري اطلاعات مربوط به سوء‌مصرف آنها و نيز فقدان تجهيزات آزمايشگاهي جديد در شناسايي مواد صناعي و يا متابوليت‌هاي آنها در نمونه‌هاي بيولوژيك بدن در معرض سوء‌مصرف مواد مذكور هستيم، اميد است با حمايت و مساعي مسؤولين امر پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي را در اين مقوله شاهد باشيم.

 

 

مقدمه

مواد صنعتي شيميايي شامل يكسري از مواد صناعي مؤثر بر سيستم اعصاب مركزي بوده و داراي اثرات تحريك كنندگي و يا توهم زايي و يا هر دو است. اين دسته از داروها به اسامي‌ مختلفي نام برده مي‌شوند كه شامل illicit designer drugs ، club drugs ، drugs و synthetic drugs است. نامگذاري اين دسته از داروها روز به روز دچار دگرگوني مي‌شود كه اين به دليل ماهيت ساختاري اين داروها بوده، به طوري كه با اندكي تغيير، داروهاي جديدتري با اثرات متفاوت بر سيستم اعصاب مركزي توليد مي‌گردد. اين داروها طيف وسيعي از مواد را در بر مي‌گيرد ولي در اين جا سعي شده است كه بر عوامل شايع تأكيد شود. اين دسته از داروها به دليل اينكه اختلال در ادراك و خلق ايجاد مي‌كنند، تحت عنوان داروهاي روان گردان نيز ناميده مي‌‌شوند.

امروزه برخي از اين داروها، از جمله آمفتامينها و تركيبات وابسته به آن، به عنوان مهمترين دسته از داروهاي صنعتي و شيميايي مورد سوء مصرف در تمام جهان شناخته شده است. اين تركيبات گرچه قدمت طولاني دارند ولي مسأله سوء مصرف آنها ، پديدهاي نوپاست. برخي از تركيبات اين دسته مثل آلكالوييوهاي افدرين كه از گياهي به نام Ephedra mahuang استخراج مي‌شود، در 5000 سال قبل در چين مورد استفاده قرار مي‌‌گرفته است و يا ماده نور پسودوافدرين كه ازگياه catha edulis استخراج مي‌شود، 600 سال قبل در آفريقاي شرقي مورد استفاده بوده است.

با اين وجود، اولين سنتز شيميايي اين مواد در سال 1887 صورت گرفت و تحقيقات مربوط به فارماكولوژي اين مواد در سال 1930 شروع گرديد. در ابتدا اين مواد در درمان آسم والتهاب مخاط‌هاي بيني مورد استفاده قرار مي‌گرفت وحتي به صورت داروي استنشاقي در سال 1932 به نام Benzedrine Nasal Inhaler در ايالات متحده وارد بازار دارو شد. هر اسپري حاوي 250 ميلي گرم آمفتامين راسميك بود. سوء مصرف آمفتامين‌‌ها به سرعت گزارش شد، به طوري كه در سال 1936 ادعاهايي مبني بر اينكه اين مواد توانايي شعوري را افزايش مي‌دهد، دريافت گرديد. سوء مصرف اين مواد تا جنگ جهاني دوم نيزادامه يافت و نيروهاي متحدين به عنوان اهرم قدرت از آن جهت جنگ استفاده نمودند. اثرات اعتياد آوري اين داروها موقعي تشخيص داده شد كه استفاده از تركيبات آمفتامین‌ها در ژاپن و سوئد پس از جنگ جهاني دوم به صورت همه گير در آمد. سوء مصرف اين مواد ابتدا جهت كاهش اشتها و به عنوان محرك و نيروزايي بود ولي بعداً جهت مصارف تفريحي مورد سوء مصرف قرار گرفت وسوء مصرف كنندگان از آن به عنوان عوامل نشئه‌آور استفاده كردند. از سال 1970ساخت و توزيع اين داروها به شدت تحت كنترل و مراقبت دولتها قرار گرفت. با كنترل و مراقبت درساخت اين تركيبات، ورود غير قانوني اين مواد به داخل كشورها افزوده شد و به نام‌‌هاي مختلف خياباني در بازارهاي سياه عرضه گرديد.

در طي چند سال اخير با توجه به اوضاع فعلي و تحولات سريع در منطقه، توأم با تغيير الگوي مصرف، زمينه مساعدي را فراهم ساخته تا بازار مصرف اين قبيل داروهاي اعتيادآور كه هم از نظر حمل و نقل و هم از نظر مصرف راحت‌‌تر هستند فراهم شود.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

                                 

دوستان عزيز، تا به حال به این مسئله

فکر کرده‌اید که چه طور یک نفر به

مواد مخدر معتاد می‌شود؟

 

                                                                                          

                                  

 

 

  آيا به نتیجه خاصی هم رسیده‌اید یا نه؟

 

در این جا به بررسی علل گرایش جوانان به مواد مخدر می پردازیم.

 

امروزه قاچاق مواد مخدر، جزو سه حرفه‌ي اول درآمدزاي جهان است كه افراد زيادي را به خود مشغول كرده است. ليكن سهم اصلي از اين تجارت ويرانگر، نصيب افراد اندكي مي‌شود. كساني كه در رأس هرم ايستاده‌اند و با بي اعتنايي، به مرگ جوانان و نابودي ميليونها خانواده مي‌نگرند و همواره در صدد گسترش حوزه‌هاي نفوذ خود، در هر جاي دنيا هستند.

بررسي وضعيت قاچاق مواد مخدر و اعتياد نشان مي‌دهد كه: ايران، يكي از مهمترين گذرگاه‌هاي حمل مواد افيوني به اروپاست كه طي ده‌هاي گذشته، ميليونها تُن انواع مخدرها، از اين راه به غرب سرازير گشته است. اما پس از انقلاب اسلامي و در پي برنامه‌ريزي‌هاي صحيح و عمليات پي در پي،‌ اين انتقال بشدت مختل شده است. در نتيجه، بر تلاش و اصرار باندهاي بين‌المللي قاچاق افزوده است.

به عنوان مثال: طي سالهاي 1979 ـ 1998، بيشاز 1455 تُن انواع موادد مخدر در ايران كشف شده كه شامل: 35 تن هروئين، 5/12 تن مرفين، 1115 تن ترياك و 175 تن حشيش بوده است. (روزنامه‌ي صبح امروز 11/11/78)

همان گونه كه از اين آمار به دست مي‌آيد، قاچاقچيان بين‌المللي توجه خاصي به اين منطقه دارند. زيرا ايران كوتاه‌ترين راه انتقال مواد به اروپا شناخته شده است. طبيعي است كه براي از دست ندادن بازار و ترانزيت بيشتر و سريعتر مواد مخدر، مسير مورد نظر و حوزه‌هاي آن را بايد هر چه بيشتر آلوده كنند. بر اين اساس، مي‌بينيم حدود يك ميليون و سيصد هزار معتاد در كشور زندگي مي‌كنند كه در كنار آنها، هشتصد هزار نفر معتادان بالقوه يا تفنني هستند.

بر پايه اعلام سازمانهاي بين‌المللي، قاچاق مواد مخدر در ايران، ساليانه يك ميليارد و ششصد ميليون دلار، درآمد دارد. اين آمار نشان مي‌دهد كه باندهاي بزرگ قاچاق، افزون بر ترانزيت مواد مخدر از ايران، حاضر به از دست دادن بازار منطقه هم نيستند و مي‌كوشند با آلوده ساختن جوانان، از آنان در جهت قاچاق مواد بهره بگيرند. حال، آنچه در قبال اين تجارت مرگبار نصيب مردم مي‌شود، فساد و تباهي است.

از سوي ديگر، دولت نيزبا افزايش بودجه‌ي ستاد مبارزه با مواد مخدر درسال 79 به 300 ميليارد ريال و تصويب صدها ميليون ريال ديگر به ايجاد موانع فيزيكي در مرزهاي شرقي، در اين زمينه تلاش فراواني كرده است. افزون بر اين، مبلغ 100 ميليارد ريال نيز براي پيشگيري از اعتياد در بودجه‌ي سال 79 منظور گرديده است.

با همه‌ي اينها، مواد مخدر همچنان قرباني مي‌گيرد و اين، هشداري جدي براي دولت و همه‌ي مردم است تا با شيوه‌هاي مؤثرتري به مقابله برخيزند. بنابراين، براي جلوگيري از اين بلاي خانمانسوز، بايستي بيش از هر ابزار ديگري به اقدامات فرهنگي در خانه و مدرسه متوسل شد. از جمله‌ي اين راهكارها، فعاليت‌هايي در زمينه‌ي افزايش آگاهي، ايجاد نگرش منفي نسبت به مواد مخدر، ايجاد تفكر انتقادي و پرورش قوه‌ي قضاوت جوانان و نوجوانان است.

مهمترين مسأله در حال حاضر، بروز اعتياد در ميان دختران و پسران است. امروزه به وضوح، شاهد اعتياد گسترده‌ي نسل جوان به انواع مواد مخدر هستيم كه بيشتر اوقات با «سيگار» آغاز مي‌شود.

جوانان به خاطر ويژگي‌هاي جواني، آسيب‌پذيري زيادي دارند، چون كنجكاوند و به هر جا سر مي‌كشند. هر راهي كه در مسيرشان گشوده شود، وارد آن مي‌شوند. جوانان آمادگي انجام هر كاري را دارند. حتي آنان كه صالح و درستكارند، نيز ممكن است از روي كنجكاوي به چنين راه‌هايي، سري بزنند. در چنين اوضاع و احوالي است كه زمينه‌هاي انحراف و فساد براي دختران و پسران فراهم مي‌گردد و آنان را در لبه‌ي پرتگاه سقوط قرار مي‌دهد.

سنيني كه جوانان آمادگي بيشتري براي انحراف دارند، به سنين «بحران» موسوم است. نتايج به دست آمده از پژوهش نشان مي‌دهد: امروزه آغاز اعتياد، در سنين 17 ـ 25 سالگي است. 66 درصد جوانان، اولين مواد مخدر را در اين سنين تجربه كرده‌اند.

دختران و پسران در كنار دوستانشان، آمادگي بيشتري براي دست زدن به كارهاي غيرعادي يا انحرافي را دارند. اين حالت همان بحراني است كه براي آنان بسيار خطرناك است.

اوقات فراغت جوانان در اين برهه، مسأله‌اي بسيار مهم و حساس است. مسير خانه و مدرسه و كوچه نيز، براي دانش آموزان دختر و پسر مي‌تواند خطرساز باشد. چه، اولين مصرف سيگار به وسيله‌ي آنها در اين مسير انجام شده است. خطرناكترين انحرافي كه جوانان و آينده‌ي آنان را تهديد مي‌كند، اعتياد به مواد مخدر است.

دختران و پسران ما نيازمند ارائه آگاهي‌هاي لازم در زمينه‌ي مواد مخدر هستند. بهترين زمان براي روشنگري نوجوان، سالهاي تحصيلي است، اما مي‌بينيم در طي 12 سال مدرسه،‌ كار چندان مفيدي براي آگاه ساختن نسل جوان صورت نمي‌پذيرد. در واقع، زماني به اعتياد نوجوانان و جوانان مي‌پردازيم كه بسيار دير شده است.

براي درمان بيماري يا حل هر مشكل ديگر بررسي علل بوجود آورنده‌ي آنها داراي اهميت است و براي اتخاذ چنين روشي لزوماً ابتدا به شناخت از مسأله بايد توجه داشت و آنگاه به درمان و يافتن راه‌حل و ساير اقدامات پرداخت. تنها مداواي جسماني معتادين براي بهبودي كامل آنها كافي نخواهد بود. آمار درصد معتادين كه توسط مراكز درماني بهبودي كامل يافته‌اند گوياي اين واقعيت است.

بسیاری از جوانان و اغلب پدرها و مادرها فکر می‌کنند که دلیل اعتیاد فرد اصرار دوستان بوده است،‌ در حالی که این تنها علت مصرف مواد جوانان نیست. اگر بخواهیم انگیزه‌های استفاده از مواد مخدر را بررسی کنیم فهرست بلند بالایی میشود:

 

کنجکاوی، کسب لذت، تسکین درد، فراموش کردن مشکلات

شوخی و خنده، هیجان طلبی یا میل به خطر کردن،احساس بزرگ شدن

یوستن به گروه خاصی و ...

 

این عوامل با این که چندان مهم به نظر نمی‌رسند، می‌توانند باعث اعتیاد هزاران نفر بشوند. بیشترین علت گرایش جوانان به اعتیاد در ایران 2 عامل «کنجکاوی و کسب لذت» است.

 

  

        علل و زمينه‌هاي گرايش به اعتياد

 

براي درمان بيماري يا حل هر مشكل ديگر بررسي علل بوجود آورنده‌ي آنها داراي اهميت است و براي اتخاذ چنين روشي لزوماً ابتدا به شناخت از مسأله بايد توجه داشت و آنگاه به درمان و يافتن راه‌حل و ساير اقدامات پرداخت. تنها مداواي جسماني معتادين براي بهبودي كامل آنها كافي نخواهد بود. آمار درصد معتادين كه توسط مراكز درماني بهبودي كامل يافته‌اند گوياي اين واقعيت است.

مشكل اعتياد مربوط به عوامل متعددي است كه اين علل را در چند گروه به شرح زير مي‌توان طبقه‌بندي نمود:

 1) علل نژادي و توارثي و بيولوژيكي                    2) علل جسمي شخص

 3) علل رواني                                                   4) علل اجتماعي

 5) علل فرهنگي                                                6) علل خانوادگي

 7) علل شغلي                                                   8) علل اقتصادي

 9) علل وجود سابقه‌ي اعتيادهاي قبلي                 10) ساير علل.

 

اعتياد در اثر يك عامل ايجاد مي‌شود و با وجود چندين عامل توأماً شخص را به اعتياد سوق مي‌دهد. اين عوامل به صورت مستقيم يا غير مستقيم تأثيرات خود را به وجود مي‌آورند. همچنين عوامل به وجود آورنده‌ي اعتياد همگي داراي قدرت يكساني در ايجاد اعتياد نيستند، بلكه برخي از آنها داراي قدرت زياد و پاره‌اي ديگر موجبات اعتياد گروه كمتري را فراهم مي‌آورند. با توجه به اهميت علل ايجاد كننده‌ي اعتياد در مباحث بعدي به تفضيل بيشتري به انواع عوامل بوجود آورنده‌ي اعتياد مي‌پردازيم.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

 

 

معتاد كيست؟

 

 

 

 

 

اكثر آنها برای جواب دادن به این سؤال احتیاج به فكر كردن ندارند و جوابش را خوب می‌دانند!

تمام زندگی و فكر و ذكر آنها به نوعی در مواد مخدر خلاصه شده است. آنها همیشه با مشغول گرفتن و مصرف كردن آن هستند و یا به دنبال راه تهیه‌اش می‌گردند. آنها زندگی می‌كنند كه مصرف كنند و مصرف می‌كردند كه زندگی كنند. خیلی ساده معتاد، زن یا مردی است كه زندگیش را مواد مخدر كنترل می‌كند. آنها كسانی هستند كه در چنگال یك بیماری مزمن و پیش رونده گرفتارند و همیشه عاقبتی چون زندان، تیمارستان و مرگ در انتظارشان است.

آنها به عنوان معتاد، كسانی هستند كه مصرف هر گونه ماده مخدری كه افكار و احساسات را تغییر دهد، در هر قسمت زندگیشان تولید اشكال می‌كند. بیماری اعتیاد، به مراتب فراگیرتر از مصرف مواد مخدر است.

بسیاری از آنها معتقدند كه این بیماری مدتها قبل از اولین بار مصر، در آنها وجود داشته است.

آنها تصور می‌كنند تا وقتی كه بتوانند مصرف خود را برای مدتی متوقف كنند، اشكالی در كار نیست. آنها به توقف‌هایشان نگاه می‌كنند نه به مصرفشان. هر چه بیماری آنها پیشتر می‌رفت، كمتر به فكر توقف می‌افتند و فقط وقتی درمانده می‌شدند گاه از خود می‌پرسند:

 

« آیا ممكن است ربطی به مواد مخدر داشته باشد؟»

 

           

 

آنها معتاد شدن را خودشان انتخاب نكرده‌اند، آنها از بیماریی رنج می‌برند كه عوارض خود را به صورت رفتاری ضد اجتماعی نشان می‌دهد و در نتیجه تشخیص، طبقه‌بندی و درمان آن بسیار دشوار است.

بيماري آنها، آنها را از مردم جدا مي‌كند و فقط در مواقع تهيه، مصرف و پيدا كردن مواد مخدر با ديگران در تماس هستند. بد رفتار، ‌كينه‌جو، خودخواه و خودمحور بوده و با دنياي بيرون قطع رابطه مي‌كنند. هر چيزي كه برايشان كاملاً آشنا نبود، غريبه و خطرناك مي‌نمود. دنياي آنها محدود شده و زندگيشان در انزوا مي‌گذرد. آنها براي زنده ماندن مجبور به مصرف هستند و اين تنها راهي است كه براي زندگي مي‌شناسند.

بعضي از آنها با وجودي كه از مواد مخدر استفاده‌، سوء استفاده و استفاده‌ي نابجا مي‌كنند، اما هنوز خودشان را معتاد نمي‌دانند و هميشه به خود مي‌گويند «من جنبه‌اش را دارم». آنها در مورد ماهيت اعتياد، تصورات نادرستي دارند و فكر مي‌كنند معتاد كسي است كه در خيابان دعوا و مرافعه مي‌كند، مرتكب جرم و خلاف مي‌شود، سرنگ كثيف مصرف كند و يا به زندان برود.

وقتي با اعتياد آنها به عنوان جرم و ضعف اخلاقي برخورد مي‌شود، آنها سركش‌تر شده و بيشتر به كنج انزوا رانده مي‌شوند. بعضي از اوقات نئشگي‌هاي آنها حال خوبي دارد اما كارهايي كه بايد براي ادامه‌ي مصرف مي‌كردند، نشان دهنده وخامت اوضاع بود. آنها در چنگال بيماري خود اسير هستند و مجبورند براي ادامه‌ي زندگي به هر كاري دست بزنند. آنها مردم را آلت دست خود قرار داده و سعي مي‌كنند همه چيز را در اطراف خود كنترل كنند. دروغ مي‌گويند، دزدي و خيانت مي‌كنند و خودشان را مي‌فروشند. آنها بايد مواد مصرفي خود را به هر قيمتي تهيه مي‌كردند. ترس و شكست به مرور، زندگيشان را تسخير مي‌كند.  

يكي از جنبه‌هاي بيماري آنها، ناتواني در رويارويي با زندگي ـ آن طوري كه هست ـ مي‌باشد. آنها براي تحمل اين دنياي ظاهراً خصم‌آلود، مواد مخدر مختلفي را آزمايش مي‌كنند. آنها در روياي پيدا كردن فرمول معجزه‌آسايي هستند كه بتوانند مشكل اصلي خود را كه، خودشان مي‌باشد، حل كنند. واقعيت اين است كه آنها ديگر نمي‌توانند از هيچ دارويي كه احساسات و افكار را از حالت طبيعي خارج كند، حتي حشيش و الكل استفاده مي‌كنند. ديگر مواد مخدر حالشان را درست نمي‌كرد.

بعضي اوقات وقتي صحبت از اعتياد مي‌شود، حالتي تدافعي به خود مي‌گيرند و حق مصرف خود را توجيه مي‌كنند، خصوصاً اگر نسخه‌ي دكتر هم در دست داشته باشند. به كارهاي غير قانوني و رفتار غير طبيعي خود كه ناشي از مصرفشان است، افتخار مي‌كنند و اوقاتي را كه يكه و تنها، ترس وجودشان را فرا مي‌گيرد و به حال خود تأسف مي‌خوردند را «از ياد مي‌برند». آنها به دام الگوي انتخابي فكر كردن مي‌افتند و فقط دوران خوش مصرف را يه ياد مي‌آورند. آنها اوقاتي را كه زندگي به صورت يك كابوس وحشتناك در مي‌آيد ناديده مي‌گيرد و از واقعيات اعتيادشان روگردان هستند.

قابليت‌هاي عالي‌تر فكري و احساسي آنها، مانند وجدان و قدرت دوست داشتن، شديداً تحت تأثير مواد مخدر قرار گرفته، علم زندگي به حدود حيواني تنزل مي‌كند. آنها خود را كاملاً مي‌بازند و ديگر از احساس انسانيت هيچ خبري نيست. ممكن است اين مطالب افراطي به نظر برسد، اما بسياري از آنها در چنين حالات و افكاري هستند.

آنها دائماً به دنبال جواب مي‌گردند و منتظر اين هستند كه شايد كسي، جايي يا چيزي باعث شود كه ناگهان همه چيز درست شود. ديگر توانايي روبرو شدن با مسائل روزمره را ندارند. با پيشرفت بيماري، بسياري از آن‌ها با زندان‌ها و مراكز درماني سر و كار دائمي پيدا مي‌كنند.

اين تجربه‌ها نشان مي‌دهد كه پاي زندگي آنها در جايي مي‌لنگد. آنها هميشه به دنبال راهي آسان براي فرار هستند. بعضي از آنها فكر خودكشي را مي‌كنند. تلاشها و كوشش‌هاي آنها معمولاً كم ملاط و بي‌مايه است و به احساس خود كم‌بيني و بي ارزشي آنها بيشتر دامن مي‌زند. آنها در دام سراب «اگر اين جوري شده بود»، «اگر اون جوري بشه» و «فقط همين يك دفعه» گرفتار هستند. آنها حتي وقتي كه براي گرفتن كمك به جايي مراجعه مي‌كنند، فقط در فكر تسكين درد خماري هستند.

آنها بارها سلامت جسمي خود را بدست مي‌آورند، تا آن را با مصرف مجدد از دست بدهند، سابقه نشان مي‌دهد كه براي آنها مصرف موفقيت‌آميز ميسر نيست. هر چقدر هم كه ظاهراً موفق به نظر برسند، مصرف مواد مخدر هميشه آنها را به زانو در مي‌آورد.

اعتياد را هم مانند ساير بيماري‌هاي لاعلاج مي‌توان متوقف كرد. آنها هم موافقند كه معتاد بودن هيچ خجالتي ندارد. البته در صورتي كه حاضر باشند مشكل خود را صادقانه بپذيرند و براي حل آن قدم‌هاي مثبتي بر دارند. اكنون بدون هيچ شكي مايلند اقرار كنند كه، به مواد مخدر، حساسيت دارند. عقل سليم حكم مي‌كند كه بازگشت به عامل حساسيت‌شان ديوانگي است. تجربه آنها نشان مي‌دهد كه هيچ دارويي نمي‌تواند بيماري آنها را درمان كند.

با آنكه قدرت مقاومت جسمي و فكري مهم است، اما بسياري از داروها براي شعله‌ور كردن آتش حساسيت، احتياج به وقت زيادي ندارند. واكنش آنها به مواد مخدر، عامل «اعتياد» آنهاست نه مقدار مصرف آنها.

بسياري از آنها تا ذخيره مواد مخدرشان تمام نشده است، هنوز نمي‌دانند كه با آن مشكل دارند. وقتي كه ديگران در مورد مسائل آنها حرفي مي‌زنند، مطمئن هستند كه حق با آنهاست و بقيه همگي در اشتباهند. اين طرز فكر، به آنها اجازه مي‌دهد كه بتوانند رفتار خود آزارانه خود را توجيه كنند. آنها براي خود ديدگاهي برگزيده‌اند كه به آنها امكان مي‌دهد بدون در نظر گرفتن صلاح خود و ديگران، به مصرف ادامه دهند. مدت‌ها قبل از آن كه بتوانند به كسي اقرار كنند، احساس مي‌كنند كه مواد مخدر در حال از بين بردن آنهاست. متوجه مي‌شوند كه حتي اگر سعي هم بكنند، باز هم نمي‌توانند مصرف خود را قطع كنند. حدس مي‌زنند كه اختيار مصرف از دست آنها خارج شده و قدرت ترك را هم از دست داده‌اند.

ادامه‌ي مصرفشان وقايع خاصي را به دنبال دارد. با طرز تفكر به خصوص اعتياد، بيشتر خو مي‌گيرند. به مرور زندگي قبل از اعتياد را فراموش مي‌كنند و موهبت‌هاي اجتماعي از خاطرشان مي‌رود. اخلاق و عادات عجيبي پيدا مي‌كنند. فراموش مي‌كنند كه چطور كار كنند، چطور تفريح كنند، چطور خود را بيان كنند، چطور به ديگران اهميت داده و چطور احساس كنند.

در دوران مصرف، در عالم ديگري هستند و فقط گاه‌گاهي دنياي واقعي و يا «خودآگاهي»‌ را تجربه مي‌كنند. مانند داستان «دكتر جكيل و مستر هايد». به نظر مي‌رسد كه در وجود آنها هم به جاي يك نفر، حداقل دو نفر زندگي مي‌كردند. آنها حيران هستند كه چطور مي‌توانند قبل از شروع دوره‌ي بعدي، به زندگي خود سر و ساماني بدهند، هرازگاهي موفق هم مي‌شوند، اما بعدها اهميت آن كمتر و غير ممكن بودنش بيشتر مي‌شود، تا عاقبت دكتر جكيل مرد و مستر هايد جاي او را گرفت.

اوايل، طوري مصرف مي‌كنند كه تفنني و يا حداقل قابل كنترل به نظر برسد و در مورد فاجعه‌اي كه در آينده به انتظارشان نشسته است هيچ خبري ندارند، اما در نقطه به خصوصي مصرف آنها از حالت تفريحي خارج شده و غير قابل كنترل مي‌گردد. اين اتفاق زماني براي آنها مي‌افتد كه هنوز همه چيز خوب است و موقعيت آنها اجازه مي‌دهد كه مرتب مصرف كنند، اما اينجا معمولاً نقطه پاياني دوران خوش است. ممكن است سعي كرده باشند كه در مصرف، متعادل باشند، يا جايگزيني پيدا كنند، يا حتي مصرف را متوقف كنند، اما از مرحله مصرف موفقيت‌آميز و عشق و حال، وارد مرحله ورشكستگي كامل روحاني، احساسي و فكري مي‌شوند. اين جريان چه در ظرف چند روز، چه طي سال‌ها، در هر صورت سراشيبي زوال است. آن عده از آنها كه از اعتياد نمي‌ميرند، همان طور كه بيماري‌شان پيشرفت مي‌كند، كارشان به زندان‌ها و تيمارستان‌ها كشيده، خصائص اخلاقي خود را كاملاً از دست مي‌دهند.

مواد مخدر باعث مي‌شود احساس كنند مي‌توانند از عهده هر پيشامدي بر آيند، اگر چه بعدها متوجه مي‌شوند كه مصرف مواد مخدر بزرگترين عامل بعضي از بدترين مشكلات زندگيشان بوده است. بعضي از آنها به خاطر جرايم مربوط به اعتياد، ممكن است بقيه عمر خود را در زندان بگذرانند.

براي آنها لازم است كه به آخر خطر برسند، تا تمايل به ترك را پيدا كنند. نهايتاً انگيزه درخواست كمك در مراحل آخري اعتياد در آنها پيدا مي‌شود. سپس به راحتي مي‌توانند نابودي، فلاكت و سراب مصرف مواد مخدر را ببينند. در حالي كه مشكلات رو در روي‌ آنها قرار گرفته است انكار اعتيادشان سخت‌تر شده است.

بعضي از آنها تأثيرات اعتيادشان را اول در رفتار نزديكان خود مي‌بينند. آنها براي بقاي خود شديداً به اين افراد وابسته هستند. وقتي آن‌ها براي خود، سرگرمي، علايق و دوستان ديگري پيدا مي‌كنند، خشمگين، آزرده و سرخورده مي‌شوند. افسوس گذشته‌ها را مي‌خورند. از آينده وحشت دارند و از زمان حال نيز، دل چندان خوشي ندارند. آنها پس از سال‌ها جستجو، حتي بيش از اوايل غمگين و ناراضي مي‌شوند.

آنها برده اعتياد، زنداني افكار و محكوم احساس گناه خويشتن هستند. اميد متوقف كردن مصرف مواد مخدر را براي هميشه از دست داده‌اند. تلاش‌هاي آنها براي پاك ماندن مرتباً با شكست روبرو مي‌شود و باعث رنج و عذابشان مي‌شود.

به عنوان معتاد، آنها بيماري لاعلاجي دارند كه نام اعتياد است. اين بيماري، مزمن، پيش‌رونده و كشنده است. اگر چه قابل درمان نيز مي‌باشد. به نظر آنها هر كس اول بايد از خود سؤال كند كه آيا من يك معتاد هستم؟ دانستن اين كه چطور به اين بيماري مبتلا شده‌اند در اولويت نيست، براي آنها بهبودي اهميت دارد.

تنها راه ديگري كه به جز بهبودي وجود دارد، زندان، تيمارستان، آوارگي و يا مرگ است. متأسفانه بيماري‌شان، آنها را وادار مي‌كند كه اعتياد خود را انكار كنند.

آنها مي‌دانند كه هرگز علاج نمي‌شوند و بيماري‌شان را تا آخر عمر با خود خواهند داشت، اما با وجود داشتن اين بيماري، بهبود پيدا مي‌كنند و هر روز فرصت تازه‌اي به آنها داده مي‌شود.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

  

كلياتي درباره مواد صناعي اعتيادآور

 

طبقه‌بندي انواع مواد

امروزه طبقه‌بندي‌هاي متعددي براي اين دسته از داروها به انجام رسيده است كه در زير، يكي از اين نوع طبقه‌بندي‌ها كه توسط SAMHSA صورت گرفته است، آورده مي‌شود.

انواع مواد صنعتي و شيميايي: (انواع شايع به عنوان مثال آورده شده است):

1) مخدرها: شامل مرفين، كدئين، متادون، اكسي كودون، LAAM ، ديفنوكسيلات

2) محزك‌ها: شامل آمفتامين‌ها، اكستسي، ريتالين (ميتل فنيديت) و ...

3) توهم‌زاها: شامل LSD ، مسكالين، فن سيكليدين و ...

4) ضعيف كننده سيستم اعصاب مركزي: كتامين، متاكوآلون، گلوتتمايد، GHB

 

اهميت موضوع

به دليل فراگير شدن قوانين تشديد مجازات در قبال ورود و عرضه مواد مخدر طبيعي در دنيا و گراني و محدود شدن دسترسي به آنها، به نظر مي‌رسد در آينده شاهد تغيير الگوي مصرف به اين گونه مواد باشيم. مواد صنعتي و شيميايي داراي ويژگي‌هايي است كه احتمال شيوع روز افزون آن را در جامعه فراهم آورده است. جوان بودن جامعه ايران، وضعيت خاص شهرنشيني كه گرايش به اين گونه مواد را افزايش مي‌دهد، سودآوري تجارت و خريد و فروش اين گونه مواد، عدم شناخت و اطلاع مردم و مأمورين دولتي با طيف وگستره‌ي اين مواد، مصرف آسان، دسترسي آسان به آنها، جذاب و شكيل بودن اقلام در دسترس اين مواد، پنهان بودن سوء‌مصرف اين مواد در بين سوء‌مصرف‌كنندگان به جهت عدم وجود آثار فيزيكي و جسماني بارز، عدم وجود قوانين محدود كننده و مجازاتي چشمگير، قابليت مصرف آسان، همگي از عواملي هستند كه گرايش به اين گونه مواد را افزايش داده است. از طرف ديگر عدم وجود آمار از ميزان شيوع و بروز اين گونه مواد در كشور ايران باعث شده است كه امكان برنامه‌ريزي و اتخاذ تدابير مقابله‌اي از مسؤولين سلب شود. بيشترين طيف مورد تهاجم از سوي اين داروها، بخش جوان و نوجوان جامعه را شامل مي‌شود لذا طيف دانش‌آموز و يا دانشجوي ما به شدت از سوي اين مواد تهديد مي‌شوند. در صورتي كه طرحي براي مقابله با آنها آماده نگردد، اين احتمال وجود دارد كه بخشي از قشر جوان و نوجوان جامعه پس از برخورد با استرس‌هاي خانواده و جامعه و مشكلات فردي همچون مسايل تحصيلي، نداشتن فضاي مناسب براي مطالعه، نداشتن امكانات كافي براي تهيه وسايل درسي وكمك درسي و ... ، متوسل به اين گونه مواد گردند. مبحث مواد صنعتي و شيميايي فوق‌العاده پوياست. صرف نظر از ساخت مواد صناعي جديد اعتيادآور با فرمول‌هاي جديد، انحراف داروهاي قانوني از مسير اصلي خود به سمت سوء‌مصرف پديده‌اي شايع و قابل تأمل است. به عنوان مثال داروي كپتاگون (Captagon) كه در سالهاي اخير مورد سوء‌مصرف قرار گرفته است براي ساليان دراز به عنوان داروي درماني جهت درمان بيماري ناركولپسي توسط شركت‌هاي داروسازي توليد مي‌شد، ولي به مرور زمان از مسير خود منحرف گرديد و در سطح وسيع سوء‌مصرف گرديد، به طوري كه از سال 1986 توليد قانوني آن لغو گرديد. باتوجه به تداوم تقاضا براي كپتاگون در بازارهاي غيرقانوني توليد آن نيز از كانال‌هاي غير قانوني ادامه يافته است. در ماه ژوئيه 2002 پليس تركيه يك شركت داروسازي را مورد تجسس و بازرسي قرار داد كه در نتيجه اين تجسس حدود  15 ميليون قرص كپتاگون كه به طور غيرقانوني توليد شده بود، كشف گرديد. اين قرص‌ها جهت انتقال به كشورهاي آسياي غربي آماده بودند.

كشورهاي غرب آسيا بويژه كشورهاي واقع در حاشيه خليج فارس در معرض قاچاق قرص‌هاي تقلبي كپتاگون مي‌باشند. تعداد قرص‌هاي مكشوفه كپتاگون تاكنون به ميليون‌ها قرص رسيده است. مقصد بيشتر محموله‌هاي كپتاگون، شبه جزيره عرب مي‌باشد. بنابراين نتيجه‌گيري مي‌شود كه در باب مواد صناعي بايستي از انحراف هرگونه مواد و يا داروهاي قانوني كه داراي پتانسيل سوء‌مصرف هستند به سمت توليد غير قانوني و عرضه آنها در بازارهاي سوء‌مصرف جلوگيري به عمل آورد.

 

همه‌گيرشناسي و قاچاق انواع مواد صناعي در دنيا

تخمين ميزان بروز و شيوع سوء‌مصرف مواد صنعتي و شيميايي مشكل است. تشخيص آزمايشگاهي و تستهاي غربالگري مؤثري براي رديابي اكثر اين مواد وجود ندارد و بنابراين تشخيص آن در افراد مورد اتهام مشكل است. منابع اطلاعاتي جهت گردآوري ميزان شيوع سوء‌مصرف مواد نسبت به مواد طبيعي متفاوت است. مراكز مسمومين و بخش‌هاي پزشكي اورژانس و آزمايشگاه‌هاي سم‌شناسي پس از مرگ، اطلاعات بهتري راجع به ميزان سوء‌مصرف اين مواد به دست مي‌دهند.

كشفيات جهاني مواد محرك از نوع آمفتامين‌ها در سال 2001 حدود 17 درصد افزايش داشته كه اين امر مؤيد توليد و شيوع بيشتر اين ماده در شرق و جنوب شرق آسياست. روند 11 سال اخير (طي سال‌هاي 1998 لغايت 2000) نشان از اين دارد كه كشفيات مواد از نوع آمفتامين سالانه معادل 28 درصد در مقايسه با ساير انواع مواد مخدر در جهان افزايش داشته است.

در مدت زمان بين 1990 تا 2000 بيشترين افزايش كشفيات مواد در مورد كشفيات مواد صناعي بوده است. كشفيات LSD در سال‌هاي بين 1990 تا 2000 كاهش داشته كه نشان دهنده پايين آمدن محبوبيت آن در بسياري از نقاط جهان مي‌باشد.

طبق اعلام UNODC ، تعداد مصرف كنندگان مواد مخدر جهان حدود 185 ميليون نفر تخمين زده شده است كه از اين تعداد حدود 147 ميليون نفر مصرف كننده حشيش، 33 ميليون نفر مصرف كننده آمفتامين‌ها، 7 ميليون نفر مصرف كننده اكستسي، 13 ميليون نفر مصرف كننده كوكائين، 13 ميليون نفر نيز مصرف كننده مواد افيوني هستند. بيشترين ركورد مصرف در سال 2000 مربوط به آمفتامين‌ها مي‌باشد. در يك مطالعه مقطعي كه در طي يك سال (1380 ـ 1379) در بخش مسمومين بيمارستان لقمان حكيم تهران انجام گرفت از مجموع 19511 بيمار دچار مسموميت‌ها، 410 مورد (1/2 درصد) مربوط به سوء‌مصرف مواد صنعتي و شيميايي از نوع توهم زا بوده است. به نظر مي‌رسد اين پژوهش بيشترين تعداد موارد سوء‌مصرف گزارش شده در مورد اين مواد را در جامعه ايراني عرضه كرده باشد. جهت تعيين دقيق‌تر ميزان شيوع سوء‌مصرف اين مواد ضمن آموزش گروه پزشكي و جامعه به نظر مي‌رسد تمركز بر منابع اطلاعاتي اين گونه مواد از جمله مراكز پزشكي اورژانس و بخش‌هاي مسمومين ضروري باشد. در دهه گذشته روند قاچاق محرك‌هاي نوع آمفتامين (AST) خيلي شديدتر از ساير انواع مواد بوده است بويژه كشفيات اكستسي در بين سال‌هاي 98 ـ 1990 چهار برابر شده كه اگر مشتقات گروه اكستسي مانند MDA ، MDEA و غيره را نيز لحاظ كنيم، نرخ رشد كشفيات مواد محرك بيشتر هم ميگردد. در دهه 1980 قاچاق محرك‌هاي نوع آمفتامين به چند منطقه (شمال آمريكا، پاره‌اي از كشورهاي جنوب شرقي آسيا، خاورميانه و غرب آفريقا) محدود مي‌گرديد و اقشار خاصي اين گونه مواد را مصرف مي‌كردند، به تدريج در دهه 1990 با شيوع مصرف مواد محرك در بين جوانان روند مصرف نيز به تمامي اقشار جامعه تعميم يافت.

در بين كشورهاي اروپايي، بريتانيا بازار اصلي مواد محرك نوع آمفتامين است. مت آمفتامين ماده اصلي سوء‌مصرف در شرق و جنوب شرق آسيا و آمريكاي شمالي بوده و آمفتامين و اكستسي بيشتر در بازارهاي اروپايي مصرف دارد. عمده قاچاق در شرق آسيا، ماده آيس ice است كه يك مت آمفتامين با درجه خلوص بالا بوده و به صورت كشيدني مصرف مي‌شود. محرك‌هاي نوع آمفتامين به عنوان داروهاي كاهش وزن عرضه مي‌گردند و در بعضي مواقع بدون تجويز پزشك در اختيار متقاضيان قرار مي‌گيرند.

ساخت غير قانوني محرك‌هاي نوع آمفتامين از سال‌هاي دهه 60 ميلادي در ايالات متحده و اروپاي غربي ادامه داشته و سپس در سال‌هاي دهه 80  به كشورهاي شرق آسيا (كره، فيليپين، تايوان و هنگ‌كنگ) گسترش يافت و در سال‌هاي دهه 90 ساخت محرك‌هاي نوع آمفتامين تقريباً در كليه كشورهاي منطقه گسترش قابل ملاحظه‌اي يافت. توليد اين گونه داروها حتي در آزمايشگاه كوچك خانگي نيز ميسر است. قاچاق اكستسي يكي از موارد استثناء مي‌باشد، به طوري كه اغلب در اروپا و عمدتاً در هلند، بلژيك و آلمان شيوع و در حال گسترش به اروپاي شرقي است. اكستسي در مراحل اوليه تنها براي مصرف در اروپا توليد مي‌شد. با اين وجود در اواسط دهه 1990 افزايش قابل توجه‌اي از قاچاق اكستسي از اروپا به آمريكاي شمالي، استراليا، كشورهاي متعدد آسيايي و نيز خاورميانه و خاور دور ملاحظه گرديد. روند فوق نشان مي‌دهد، كه الگوي بين‌المللي قاچاق اكستسي در حال شكل‌گيري است. روند مصرف آمفتامين‌ها در شرق و جنوب شرق آسيا در حال افزايش مي‌باشد.

توجه به اين نكته مهم است كه بعد از حشيش، آمفتامين‌ها به لحاظ تعداد سوء‌مصرف‌كنندگان مقام دوم را در جهان كسب كرده است و ارزيابي‌هاي محتاطانه حاكي از آن است كه تقريباً نيمي از مصرف كنندگان آمفتامين در سطح جهان در آسيا، اغلب در شرق و جنوب شرق ساكن هستند و در تعدادي از اين كشورها از جمله ژاپن، كره، تايوان، چين، فيليپين، و تايلند مصرف آمفتامين تقريباً از مصرف مواد مخدر سنتي (ترياك و هروئين) پيشي جسته است و امروزه مصرف اين دارو در بين دانش‌آموزان دبيرستاني و دانشجويان نيز رواج يافته است.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

           نقش خانواده، مدرسه و اجتماع در افزایش بیماری اعتیاد

 

 

                 

 

باید توجه داشت که بهره‌مندی کودکان و نوجوانان از کانون خانوادگی با فضایی سرشار از صمیمیت، محبت و عطوفت و بنای روابط بین دو همسر با فرزندان بر پایه اخلاق و معنویت و اتخاذ شیوه‌های مبتنی بر معنویت دینی و عقلی در تربیت آنان از ضروریات اولیه در رشد و بالندگی شخصیتی و معنوی فرزند در خانواده است.

سلامت و سعادت جامعه به سعادت و پویایی نظام خانوادگی وابسته است و سلامت و تعادل و تعالی نظام خانواده نیز به کیفیت روابط «درون خانوادگی» بین زن و شوهر، والدین و فرزندان بستگی دارد. هر قدر روابط بین همسران بهتر، سالم‌تر و پر جاذبه‌تر باشد، زندگی شیرین‌تر، مستحکم‌تر و باصفاتر می‌گردد و فرزندان پر نشاط و موفقی تربیت خواهند نمود.

بنابراین بخش قابل توجهی از تبلور استعدادها و شکفته شدن توانمندی‌ها و مسؤولیت‌پذیری‌های فرزندان در نتیجه برداشت‌های مشاهده‌ای در حریم خانواده و در کنار والدین مهربان و دلسوز فراهم می‌گردد. و بالعکس هر گونه محرومیت از روابط مطلوب و منطقی یا والدین و یا جدایی زن و شوهر از یکدیگر و دوری فرزندان از والدین و یا یکی از آن‌ها، زمینه اضطراب، افسردگی، عقب ماندگی ذهنی، انحرافات اخلاقی و کجروی‌های اجتماعی را هموار می‌نماید.

در دوره نوجواني، فرد تحت تأثير گروه همسالان، محيط، غرايز وعواطف شديد مي‌باشد. در اين دوره، نوجوان به شدت جذب رفتار‌هايي كه در گروه همسالان صورت مي‌گيرد مي‌شود و سعي در همانند‌سازي با آنان و يا تجربه آن رفتار دارد. در اين دوره نوجوان به حرفهاي اصلاحي والدين كمترين توجه را دارد و به اين علت با آنان دچار مشكلات زيادي مي‌شو‌د. والدين مي‌بايد به گونه‌اي خواسته‌هاي خود را به فرزند نوجو‌ان ارائه نمايند كه در او احساس اجبار و دستور به وجود نبا‌يد، بلكه به درست بودن نظرآنان پي ببرد. مشاوره با صاحب نظران تربيتي براي والديني كه داراي فرزند نوجوان و جوان هستند از اهميت فوق‌العاده‌اي برخورداراست.

 

 

 

در هفته های آتی، به این بحث ادامه می دهیم و منتظر نظرات و سؤالات شما هستیم.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

 

 

     اهمیت موضوع اعتیاد

 

در بررسی تاریخ، بشری را نمیتوان یافت كه با مسائل مربوط به مواد مخدر دست به گریبان نبوده و شاید بتوان گفت مواد مخدر همزاد با بشر در این جهان یافت شده و تا زمانی كه انسان در این عرصه وجود دارد آن نیز پا بر جاست. مسائل مربوط به مواد مخدر تازگی نداشته و اثرات آن نیز همواره در سرنوشت ملتها و اقوام قابل جستجو است. در كتب تاریخی ایران و حتی در كتاب قانون ابنسینا از اثرات این مواد نامبرده شده است. اما بیشتر گزارشات در مورد مواد مخدر مربوط به زمان صفویه و سپس قاجاریه تا عصر كنونی است. همراه با فراز و نشیبهای این دوران كه اشاعه مصرف مواد افیونی مورد توجه بوده است. قوانین یكصد ساله در مورد محدود نمودن مصرف مواد نیز یافت می‌شود.

در زمان ما مسئله مواد مخدر شكل مخاطرهآمیز و كاملاً پیچیدهای به خود گرفته و در عین حال گسترش جهانی یافته است. اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر زیانهای جدی و خطرناك جسمی از قبیل ابتلا به بیماریهای عفونی واگیردار همچون ایدز، هپاتیت، سل، عوارض و مشكلات عدیده اجتماعی و اقتصادی از قبیل افزایش جرمهای مرتبط با مواد مخدر همچون جنایت و سرقت، فقر و تكدیگری و هدر رفتن سرمایههای كلان مادی كشورها را بدنبال داشته است.

كشور ما ایران، دارای جمعیتی جوان است. بیش از 50%جمعیت كشور در سنین زیر 20 سال بوده و 62% از این جمعیت در شهرها ساكن بوده و از هر چهار نفر ایرانی یك نفر در معرض مهاجرت قرار دارد. موقعیت استراتژیك ایران و قرارگیری آن در كنار كشورهایی همچون افغانستان و پاكستان كه جزو تولید كنندگان عمده مواد مخدر بوده و از طرفی ما یك مسئله ترانزیت و عبور مواد مخدر به جهت ویژگیهای خاص منطقهای‌ از كشور ما یك مسیر مناسب جهت قاچاق مواد مخدر فراهم ساخته و هم بازار مصرف داخلی آن كه رشد روز افزونی داشته است.

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی علیرغم تلاش بی وقفه نظام مقدس اسلامی كشورمان و تقدیم بیش از 2700 نفر شهید از نیروهای نظامی و انتظامی این روند رو به رشده بوده است در نتیجه آمار معتادین و نیز عوارض ناشی از اعتیاد افراد افزایش داشته است. برآوردهای رسمی اولیه و ساده از تعداد معتادین و سوء مصرف كنندگان مواد مخدر رقمی حدود  2میلیون نفر را ذكر مینماید و با در نظر گرفتن حداقل یك خانواده 5 نفری مرتبط با این افراد به رقمی حدود 10 میلیون نفر انسان كه در ارتباط نزدیك با معضلات و مشكلات ناشی از آن میباشند دست مییابیم. محبوسین زندانهای كشور در سال 77 معادل 16/775  نفر بوده كه قریب به 60% آنان مرتبط با مواد مخدرو اعتیاد بودهاند.

 بر این اساس در ایران به ازای هر 100 هزار نفر ایرانی 260 نفر در زندان به سر میبرند و به عبارت دقیقتر به ازای هر 400 نفر ایرانی یك نفر در زندان میباشد. در 20 سال گذشته قریب 836/53./1 كیلوگرم انواع مواد مخدركشف و ضبط گردیده است در این سالها نزدیك به 381812 نفر قاچاقچی و699557 نفر معتاد شناسایی و دستگیر شدهاند، قریب 25652 نفر معتاد از سال 62  لغایت 77 در مراكز بازپروری كشور پذیرش شدهاند كه این تنها بخشی از آمارهای واقعی نشان دهنده وضعیت بغرنج و نگران كننده از انسانهای این جامعه است كه به ورطه اعتیاد كشیده شدهاند.

اعتیاد به عنوان یك آسیب و معضل اجتماعی بهداشتی اقتصادی و فرهنگی با پیچیدگیهای خاص خود حاكمیت ملی امنیت و استقلال كشور ما را تحت تأثیر قرار داده است با توجه به مسائل جنبی آن میتوان ادعا نمود كه ارزشهای انسانی و اسلامی و نیز هویت ملی ما در معرض خطر و آسیب این آفت بزرگ قرار گرفته است. توجه به آمارها نشانگر رشد روزافزون معتادین در اجتماع رو به قوت ما دارد. این موضوع كه قشر جوان جامعه بیشتر در معرض آسیب و آماج اعتیاد میباشند وظیفه همگان را در موضع تقابل با این مشكل خطیرتر می‌سازد. براستی وظیفه ما افراد این جامعه درقبال این دیو بدسیرت چیست؟ خانواده های ما و والدین ما چه وظیفه و مسئولیتی را بر عهده دارند؟ دستگاههای تعلیم و تربیت ما چطور؟آیا مشكل اعتیاد با زدن و بستن و به زندان انداختن و یا اعدام كردن قابل حل است؟ و یا اینكه عزم ملی و جزم تك تك افراد این جامعه در هر لباس و در هر مكان و هر زمان را می‌طلبد، براستی كدام یك چاره كار است؟

 

 

 

          چرا مردم مواد مخدر استفاده می‌كنند؟

 

من دوست دارم از این مواد استفاده كنم»

«من تا به حال این كار را نكرده‌ام ولی شاید روزی آن را امتحان كنم. دلم نمی‌‌خواهد كه در دام آن بیفتم. فقط می‌‌خواهنم ببینم مواد مخدر چیست و چگونه است»

«من شنیده‌ام كه با استعمال مواد مخدر افراد رویاهای عجیب و غریبی می‌بینند و نسبت به همه چیز احساس آرامش و خونسردی موقتی پیدا می‌كنند»

«من مواد مخدر استفاده نمی‌كنم ولی فكر می‌كنم افرادی كه مواد مخدر استفاده می‌كنند، تصور می‌كنند چون دیگران این كار را می‌كنند، آنها هم باید این كار را انجام دهند».

شاید شما فكر كنید كه جوانان به این دلیل كه از طرف فروشندگان و توزیع‌كنندگان تحت فشار هستند، مواد مخدر مصرف می‌كنند و یا به این دلیل كه خسته و كسل و بی‌حال و حوصله‌اند و تصور می‌كنند هیچ‌كاری بهتر از روی آوردن به مواد مخدر وجود ندارد. البته احتمال دارد بعضی از افراد از مواد مخدر به علت رفع خستگی یا بی‌حوصله‌گی استفاده كنند و این نشان می‌‌دهد كه هر كس دلایل مختلفی برای این كار دارد.

بعضی‌ها مواد مخدر استعمال می‌كنند به این علت كه، اعتقاد دارند از دست دادن یك تجربة «سرگرم‌كننده و شگفت‌آور» برایشان خیلی گران تمام می‌شود.

بعضی‌ها آن را امتحان می‌كنند چون نسبت به خودشان احساس بدی دارند و امیدوارند استفاده از مواد مخدر، حال آنها را بهتر كند.

بعضی از مردم برای فرار از خود و از زندگیشان و بعضی دیگر برای اینكه با دوستانشان هماهنگ شوند دست به این عمل می‌زنند. و یا به خاطر تحریكات درونی و بعضی برای سرپوش گذاشتن بر ناراحتی‌های روحی‌شان.

حقیقت این است كه افراد زیادی وجود دارند كه در طول زندگیشان چه به طور عمد و چه به طور غیرعمد و از روی ناآگاهی از این مواد استفاده كرده‌اند.

بسیاری از جوانها و حتی پدر و مادرها فكر می‌كنند كه دلیل اعتیاد فرد، اصرار دوستان بوده است. در حالی كه این تنها انگیزة سوء مصرف مواد در جوانان نیست.

كنجكاوی، كسب لذت، تسكین درد، فراموش كردن مشكلات، میل به خطر كردن، احساس بزرگ شدن و ... این علل با وجود اینكه چندان مهم به نظر نمی‌رسد باعث اعتیاد میلیون‌ها انسان شده‌اند. بیشترین علت اعتیاد جوانان در ایران 2 عامل كنجكاوی و كسب لذت است.

امروزه عوامل مختلف دست به دست هم می‌دهند و فرد را معتاد می‌كنند، این عوامل تشكیل شده است از عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی. هر كدام از این عوامل به تنهایی می‌تواند باعث گرایش فرد به اعتیاد شود.

 

 

« یكی از مهم‌ترین عوامل گرایش جوانان و نوجوانان

 

به مصرف مواد اعتیادآور كنجكاوی و هیجان‌طلبی است.»

 

 

عوامل زمینه ساز مستعد کننده اعتیاد

اعتیاد یك بیماری زیستشناختی، روانشناختی و اجتماعی است عوامل متعددی در اتیولوژی سوء مصرف و اعتیاد مؤثر هستند كه در تعامل با یكدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می‌شوند. عوامل مؤثر بر فرد، محیط فرد و كلیه علل و عوامل درهم بافتهای هستند كه بر یكدیگر تأثیر می‌گذارند. درك كلیه علل و عوامل زمینهای موجب می‌شود تا روند پیشگیری، شناسایی، درمان و پیگیری به طور هدفمند طرح ریزی شود.

بنابراین، آشنایی با عوامل زمینه ساز مستعد كننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد:

1- شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد و اقدامهای پیشگیرانه لازم برای آنان؛

2- انتخاب نوع درمان و اقدامهای خدماتی، حمایتی و مشاوره ای لازم برای معتادان.  

 

عوامل مخاطره آمیز

عوامل مخاطرهآمیز مصرف مواد شامل عوامل فردی، عوامل بین فردی و محیطی و عوامل اجتماعی است.

 

عوامل مخاطره آمیز فردی

·        دوره نوجوانی

·        استعداد ارثی

 

صفات شخصیتی:

·        صفات ضد اجتماعی

·        پرخاشگری

·        اعتماد به نفس پایین

 

اختلالهای روانی:

·        افسردگی اساسی

·        فوبی

·        نگرش مثبت به مواد

 

موقعیتهای مخاطره آمیز:

·        ترك تحصیل

·        بی سرپرستی

·        تأثیر مثبت مواد بر فرد

 

              در مبحث بعدی به شرح هر یك از عوامل فوق می‌پردازیم.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

 

                            مقدمه

 

در حال حاضر، بيماري ايدز، رتبه‌ي چهارم مرگ و مير در جهان و رتبه اول مرگ و مير در آفريقا را داراست و تا كنون 70- 65 ميليون نفر به آن مبتلا شده‌اند و 25 ميليون نفر نيز بر اثر اين بيماري جان خود را از دست داده‌اند.

اولين مورد آلودگي به ويروس HIV در ايران در سال 1365 تشخيص داده شد. طبق آخرين آمار (منتشره توسط مرکز کنترل بيماري‌هاي وزارت بهداشت، در تاريخ31 خرداد 1385)، شمار مبتلايان به HIV / ايدز در كشور به 13 هزار و 702 نفر افزايش يافت. از 13هزار و 702 مبتلا به HIV / ايدز در ايران، 12 هزار و 949 نفر مرد (5/94 درصد) و 753 نفر (5/5 درصد) زن هستند.

بر اساس اعلام وزارت بهداشت، تاكنون يكهزار و 709 ايراني به علت ابتلا به ايدز جان خود را از دست داده‌اند كه از اين تعداد يكهزار و 647 نفر مرد و 62 نفر زن هستند. بر اساس تعداد موارد ابتلا به HIV بر حسب جنس و سن در ايران تا اول مهرماه 85، مردان ايراني رده سني 25 تا 34 سال با 4 هزار و 2 مبتلا بيشترين گروه درگير و آلوده به ويروس HIV هستند كه به ترتيب مردان گروه سني 35 تا 44 سال و 45 تا 54 ساله در رده‌هاي بعدي شيوع به لحاظ آلودگي به ويروس ايدز قرار دارند.

بر اساس موارد ابتلا به HIV / ايدز برحسب جنس و راه انتقال در ايران تا ابتداي مهرماه جاري، راه انتقال 8 هزار و 849 فرد مبتلا به HIV / ايدز در ايران اعتياد تزريقي است (راه انتقال 6/64 درصد موارد) بوده و راه انتقال نامشخص (8/25 درصد)، راه انتقال تماس جنسي (4/7 درصد)، دريافت خون و فرآورده‌هاي خوني (8/1 درصد) و مادر به كودك (5/0 درصد) راه‌هاي انتقال HIV و ايدز در كشور گزارش شده است.

تخمين زده مي‌شود که روزانه بيش از 40 نفر در ايران به ويروس ايدز مبتلا مي‌شوند و تعداد افراد مبتلا در ايران رقمي حدود 70 الي 80 هزار نفر مي‌باشد. رشد بيماري نگران كننده است به طوري كه تعداد موارد ثبت شده طي دو سال گذشته دو برابر شده است. ايدز فقط بيماران و نزديكان آنان را درگير نمي‌كند، بلکه آثار اقتصادي و اجتماعي آن (تحميل هزينه‌هاي سنگين به سيستم‌هاي بهداشتي ـ درماني، از دست رفتن نيروي كار به علت ناتواني و مرگ در نتيجه فقيرتر شدن كشورهاي فقير، افزايش كودكان بي سرپرست و افراد بي خانمان و ...) همه‌ي بخشهاي جامعه را درگير مي‌كند، در عين حال كه هيچ قشري از جامعه از خطر ابتلا مصون نيست.

ايدز در بستر فقر و نابرابريهاي اجتماعي؛ از جمله تبعيض و خشونت عليه زنان و كودكان و به حاشيه راندن گروههاي اجتماعي خاص رشد مي‌كند. مبارزه با آن، جدا از مبارزه با زمينه‌هاي گسترش آن نيست و جز با مشاركت گسترده‌ي بخش‌هاي مختلف: دولت‌ها، سازمانهاي بين‌المللي و جامعه‌ي‌ مدني ممكن نمي‌باشد.

 

 

       اطلاعات اوليه در مورد اچ­آی وی (ايدز)

 

HIV چیست؟ ايدز چيست؟

HIV حروف مخفف کلمات:

:Human انسان: این ویروس فقط بر انسانها اثر گذار است

Immuno-deficiency: نقص ایمنی: این ویروس باعث ایجاد نقص در دستگاه ایمنی بدن میگردد و مانع از فعالیت صحیح دفاعی بدن میشود.

:Virus ویروس: این ارگانیسم یک ویروس است و مانند همهُ ویروسها توانایی تکثیر مستقل ندارد، این ویروس با ایجاد تغییراتی در سلولهای انسانی تکثیر و انتشار می یابد.

 AIDSحروف مخفف کلمات:

:Aquired اکتسابی: زیرا فرد باید آنرا اکتساب کند و این بیماری جزء بیماریهای ژنتیک نیست.

:Immune ایمنی: بعلت اینکه بر سیستم ایمنی بدن اثر گذار است و کار سیستم ایمنی مبازه برای دفع میکرب، باکتری و ویروسها میباشد.

:Deficiency نقصان: بعلت اینکه باعث ایجاد نقص در سیستم ایمنی بدن میشود و کار آنرا دچار اختلال میکند.

:Syndrom نشانگان: بعلت اینکه شخص مبتلا به ایدز ممکن است دچار انواع متفاوت از نشانه‌های بیماریها و عفونتهای فرصت طلب شود.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

   

خودكشی در سنین نوجوانی؛

 

 

علل و عوامل و راه‌های پیشگیری 


 

چكیده

مرگ ناشی از خودكشی، كه در سنین بین 15 تا 19 سالگی روی دهد، خودكشی دوره نوجوانی نام می‌گیرد. برای اقدام به خودكشی هرگز نمی‌توان علتی واحد جست‌و‌جو كرد، ولی تحقیقات نشان داده است كه عواملی چون: مشكلات و فشارهای خانوادگی،‌ از دست دادن نزدیكان، بحران هویت، قابل دسترس بودن الكل و مواد مخدر، رد شدن در كنكور یا امتحانات دیگر، جدایی از والدین، عشق‌های دوره نوجوانی، داشتن نیازها یا هدف‌های غیرقابل وصول و ... در ارتكاب خودكشی مؤثر بوده‌اند و بررسی‌ها نشان می‌دهد كه بسیاری از خودكشی‌ها پس از تفكر و برنامه‌ریزی و در پی یك بررسی طولانی مدت روی داده است. با عنایت به این كه خودكشی سرنخ‌هایی دارد و این سرنخ‌ها قابل مشاهده‌اند و پیش از واقعه اصلی به دست می‌آیند، بنابراین برای پیشگیری از آن می‌توان از یك رشته راهبردها و مداخلات استفاده كرد. ااین بخش در جهت تبیین بیش‌تر این پدیده و علل و عوامل بروز آن، به منظور پیشگیری، راه‌كارهایی را به مربیان و اولیاء ارائه كرده است.  

 

مقدمه

بروز خودكشی در میان نوجوانان و جوانان مسئله‌ای است كه ذهن بیش‌تر روان‌شناسان، روان‌پزشكان، والدین، مربیان و مشاوران را به خود معطوف داشته است. هنگامی كه نوجوانی در مدرسه یا خانه اقدام به خودكشی می‌كند، مشكل‌ترین وضعیت را برای اطرافیان به وجود می‌آورد. مدرسه مجبور است برای نجات دانش‌آموز به اقدامات فوری پزشكی دست بزند و از طرفی بلافاصله اعضای خانواده را، اگر در دسترس باشند، باخبر كند.

براي اقدام به خودكشي، هرگز نمي توان علتي واحد را جست‌وجو كرد، ولي تحقيقات نشان داده است كه عواملي چون: مشكلات و فشارهاي خانوادگي،‌ از دست دادن نزديكان، بحران هويت، قابل دسترس بودن الكل و مواد مخدر، رد شدن در كنكور يا ساير امتحانات، جدايي از والدين، عشق‌هاي دوره نوجواني، داشتن نيازها یا هدف‌هاي غيرقابل وصول و ... در ارتكاب خودكشي مؤثر بوده‌اند. با توجه به اينكه خودكشي اقدامي است كه اغلب جوامع آن را منع كرده، بسياري از مذاهب آن را گناه مي‌دانند و هيچ عملي چنين يادبود تلخ و ماندني براي دوستان و خويشاوندان بر جاي نمي‌گذارد، اين اقدام، حيرت، احساس گناه و لكه ننگي از خود به جاي مي‌گذارد كه ممكن است خويشاوندان آن را تا دم گور با خود به همراه داشته باشند. لذا مطلب حاضر بر آن است تا با شناساندن بيش‌تر اين پديده و بررسي علل و عوامل بروز آن، راهكارهايي را براي پيشگيري ارائه دهد.

 

تعریف خودکشی

آدلر می‌گوید: خودكشی حركت جبرانی شدید است كه در برابر اعتراضات، از فرد بروز می‌كند. گویی فرد نیاز دارد كه بر اطرافیان تسلط یابد. نوجوان مرگ را برای آن انتخاب می‌كند كه ارزش خود را به اطرافیان نشان دهد.

«اشتایدمن» در تعریف خودكشی می‌گوید: خودكشی عملی است كه به منظور خلاص شدن از یك مسئله، بن‌بست، مشكل و بیرون آمدن از یك دو راهی، بحران و وضعیت غیرقابل تحمل صورت می‌گیرد.

همان‌گونه كه بررسی‌ها نشان می‌دهند، خودكشی عملی است كه فرد به دست خود و به عوان یك اقدام ارادی و به طور عمدی، با هدف از بین بردن خود، انجام می‌دهد. اگر چه عوامل زیربنایی، كه شخص را وادار كرده تا خود را از بین ببرد، ممكن است برای خود شخص نامفهوم باشد و حتماً لازم نیست كه فرد آن‌ها را كاملاً خوب شناخته باشد، عمل و اقدام به خودكشی به عنوان یك اقدام ارادی و عمدی مدنظر قرار می‌گیرد.

 

خودکشی نوجوانان

مرگ ناشی از خودكشی كه در سنین بین 15 تا 19 سالگی روی دهد، خودكشی دوره نوجوانی نام می‌گیرد. فشارهای خانوادگی، جدایی از والدین، مردودی، عشق‌های دوره نوجوانی و حتی وابستگی به جنس موافق، گاهی به عنوان عامل، نقش پیدا می‌كند. در اقدام به خودكشی‌ها، معمولاً 50 درصد آن انجام می‌پذیرد.

نوجوانان در واقع قصد كشتن خود را ندارند بلكه آن‌ها به تهدید و اقدامات كاذب دست می‌زنند تا توجه اطرافیان را جلب كنند. حتی در این مواقع نباید ساده‌اندیشی كرد و نوجوان را مورد تمسخر قرار داد یا بی‌اعتنا از مسئله گذشت. زیرا بیان خودكشی می‌تواند نشانه‌ای از افسردگی یا فریاد «كمك‌خواهی» باشد.

نوع اقدامات نوجوانان معمولاً خوردن قرص یا پرت كردن خود از بلندی است. هدف آن‌ها می‌تواند رهاسازی خود از فشارهای محیطی و اجتماعی كه به نحوی آنان را عذاب می‌دهد یا جلب توجه و محبت و رسیدن به خواست‌های نامعقول از طریق دیگران باشد. هم‌چنین خودكشی ممكن است به دلیل انتقام‌جویی، یا حفظ آبرو یا احساس ناامیدی به زندگی انجام شود. البته بایستی بین گرایش به خودكشی و اقدام به خودكشی تقاوت قائل شد. گرایش به خودكشی و اقدام به خودكشی تفاوت قائل شد.

گرایش به خودكشی اگر با بیان آن برای دیگران باشد، علامتی برای جلب توجه است و اعلام خطر تلقی می‌شود و قصد اصلی فرد از بین بردن خود نیست، بلكه نوعی موضع‌گیری در ارتباط با گروه و اطرافیان محسوب می‌شود. در حالی كه در اقدام به خودكشی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، فرد از نتیجه رفتارش كه مرگ است و نابودی خود، آگاهی دارد و معمولاً در فرصت مناسب هم اقدام به خودكشی می‌كند، نظیر خوردن قرص یا پرت كردن خود از بلندی و ... در مورد كودكان و نوجوانان، به طور كلی، دو نوع خودكشی می‌توان تشخیص داد:

1. خودكشی به صورت عملی برای بیان و انتقال خواست ها

2. خودكشی به صورت نوعی سازمان‌یابی شخصیت كه منجر به تخریب خود می‌گردد.

در نوع اول، تلاش‌ها برای خودكشی به صورت سخنانی است كه با واسطه عمل انتقال می‌یابد و به اشكال یاری طلبیدن، اعتراض كردن، انتقام گرفتن یا مقابله كردن بیان می‌شود. افرادی كه به این شكل خودكشی می‌كنند، حرص زیادی برای خشنودسازی خود دارند، ولی در جست‌وجوی خشنودی، مرتباً ناكام می‌شوند. این نوع خودكشی در كودكان و نوجوانانی كه رشد عاطفی كم‌تری دارند، وقوع می‌یابد.

در نوع دوم، یعنی سازمان‌یابی شخصیت به صورت تخریب خود، در واقع، قطع سخن و ارتباط با اطرافیان است. در این حال خودكشی تنها راه گریز از واقعیت خصمانه، عمل واپس زننده‌ای است كه برای مقابله بروز می‌كند. در دوره نوجوانی یعنی هنگامی كه نیاز به استقلال و طغیان‌گری با نفی لذت‌گرایی همدوش می‌شوند، جوان در برابر نیروهای تخریب خویشتن خود را محروم از لذت می‌یابد. در چنین حالتی خودكشی راه‌حلی است برای تقابل تنش انفجارزایی كه در درون به وجود آمده است. فردی كه احساس می‌كند تركش كرده‌اند سراسر از كینه است، كینه‌ای كه بیش‌تر علیه خود اوست، تا علیه دیگران.

 

انگیزه برای خودکشی

در اولین بررسی جدید خودكشی، جامعه‌شناس فرانسوی امیل دوركیم، سه انگیزه را برای خودكشی متمایز كرد كه همه آن‌ها با نحوه‌ای كه فرد جایگاه خود را در جامعه می‌بینند، رابطه نزدیكی دارند. او این انگیزه ها را انگیزه هنجارگسستی، انگیزه خودخواهانه و انگیزه نوع دوستانه نامید. خودكشی هنجارگسستی به وسیله گسستی ویرانگر در رابطه فرد با جامعه‌اش ایجاد می‌شود، مانند: از دست دادن شغل، ركود اقتصادی، حتی دست‌یابی ناگهانی به ثروت.

خودكشی خودخواهانه زمانی روی می‌دهد كه فرد پیوندهای بسیار اندكی با همنوعانش دارد؛ و بالاخره خودكشی نوع دوستانه كه به درخواست جامعه صورت می‌گیرد. فرد زندگی خود را می‌گیرد برای این كه به جامعه خود منفعت برساند. متفكران جدید دو نوع انگیزه دیگر را نیز برای خودكشی در نظر می‌گیرند: انگیزه پایان و دستكاری. آن‌هایی كه آرزوی پایان دارند، صرفاً از زندگی دست كشیده‌اند. پریشانی هیجانی آن‌ها غیرقابل تحمل است و راه‌حل دیگری نمی‌بینند. آن‌ها پایان مشكلاتشان را مرگ می‌بینند. 56 درصد از اقدام‌كنندگان به خودكشی كه در یك بررسی منظم مورد مطالعه قرار گرفتند، تحت عنوان افرادی كه سعی داشتند به پایان دست یابند، طبقه‌بندی شدند. این اقدامات خودكشی، افسردگی و ناامیدی بیشتری در بر داشتند و از اقدامات خودكشی دیگر، مهلك‌تر بودند.

انگیزه دیگر برای خودكشی، میل به دستكاری كردن دیگران از راه اقدام به خودكشی است. برخی افراد دوست دارند، با مردن، دنیایی را كه باقی می‌ماند دستكاری كنند: برای این كه حرف آخر را در یك مشاجره زده باشند، برای اینكه از دلباخته‌ای طرد كننده انتقام بگیرند، برای این كه زندگی دیگری را به نابودی بكشند و ... آن‌ چه بیش‌تر در خودكشی از راه دستكاری متداول است، این است كه فرد در نظر دارد زنده بماند، اما با نشان دادن جدی بودن مشكل خود، از كسانی كه برای او اهمیت دارند، تقاضای كمك می‌كند. سعی در جلوگیری از ترك كردن یك دلباخته،‌ بستری شدن در بیمارستان و داشتن فراغت موقتی از مشكلات و جدی گرفته شدن، همگی انگیزه‌های دستكاری برای خودكشی به قصد زندگی كردن به شمار می‌آیند.

همان طور كه اكثر یادداشت‌های خودكشی نشان می‌دهند، متأسفانه اكثر خودكشی‌ها، مضامین دینی ندارند. به این معنی كه اكثر خودكشی‌كننده‌ها به این كه كجا خواهند رفت، فكر نمی‌كنند. آن‌ها فقط می‌خواهند از این دنیا فرار كنند. هدف آن‌ها از خودكشی، خاتمه بخشیدن كامل به فكر و خیال‌هایشان است و دوست ندارند باز هم به زندگی پس از مرگ و آخرت فكر كنند. آن‌ها دوست ندارند از مخمصه‌ای به مخمصه‌ای دیگر بیفتند. هدف از خودكشی، دست یافتن به آرامش و عدم دغدغه خاطر است.

«اشنایدمن» اظهار می‌دارد كه: محرك تمام خودكشی‌ها، درد روانی است و هدف مشترك آن‌ها حل یك مشكل یا قطع فكر و خیال می‌باشد.

 

علل خودکشی

درباره علت خودكشی تحقیقات زیادی انجام شده و عوامل ارثی، خانوادگی، اجتماعی، روانی، روان‌نژندی و روان‌پرشی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. آن چه مسلم است عمل خودكشی را نمی‌توان تنها به یكی از این عوامل منتسب كرد، بلكه همیشه دسته‌ای از عوامل در تعامل با یكدیگر در كار بوده‌اند. برخی از محققان، خودكشی را یك سندرم دانسته‌اند، اما در عوامل سازنده و مكانیسم آن نظر و كشفیاتی جداگانه داشته‌اند. نزدیك به همه محققین فراوانی گسیختگی خانوادگی، خانواده نداشتن، عدم تفاهم بین پدر و مادر، طرد شدن به وسیله مادر، فقدان پدر، عدم ارتباط پدر با فرزندان، ارزشمند و اطمینان بخش نبودن پدر و ... را جزء عوامل قطعی خودكشی دانسته اند.

«سوتر» خودكشی را چهارچوب «سندرم كمبود اقتدار» می‌داند. این سندرم موجب كمی پیوستگی و ضعف اتصال شخصیت و سلوك فرد می‌شود. موقتی بودن روابط بین انسان ها موجب آن می‌شود كه فرد خودكشی را، راه‌حلی آسان برای رفع مشكلات خود بداند.

«هیم» سندرم خودكشی را حاصل بازی ظریف و شكننده فرآیندهای همانندسازی و یكپارچه‌ كردن تعارض‌های كودكی دانسته است. افراد جوانی كه خودكشی می‌كنند دچار حالات افسردگی، شیزوفرونی ساده تا بیماری روانی بوده‌اند. اكثر آن‌ها حالات غیرعادی خود را در حدی نشان می‌دهند كه نمی‌توان آن‌ها را در طبقه خاصی از بیماری‌های روانی قرار داد. افراد افسرده تنها گروهی‌اند كه بیش از همه در معرض خودكشی قرار دارند. یعنی اگر چه خودكشی گاهی در غیاب افسردگی روی می‌دهد و اكثر افراد افسرده مرتكب خودكشی نمی‌شوند، اما افسردگی عامل مستعدكننده نیرومندی برای خودكشی است. برآورد شده است كه هشتاد درصد بیماران خودكشی‌گرا به طور قابل ملاحظه‌ای افسرده‌اند. بیماران افسرده حداقل 25 برابر بیش‌تر از جمعیت‌های گواه دست به خودكشی می‌زنند.خودكشی به طور كلی محصول و نتیجه درد روانی است و منبع اولیه این روان‌درد نیز نیازهای نابرآورده روان‌شناختی است. اساس رفتارهای انسان به طور بدیهی مبتنی بر نیازهای زیست شناختی اساسی و بنیادی است. مثل نیاز به اكسیژن، غذا، آب و درجه حرارت مناسب، اما پس از رفع این نیازها، نیاز انسان به كاهش تنش‌های درونی پیش می‌آید كه آن هم از رهگذر ارضای نیازهای روان‌شناختی تحقق می‌یابد. از جمله: نیاز به پیشرفت، پیوند و رابطه، تسلط یافتن، سالم ماندن، خودمختاری، دوست داشته شدن، كمك، شناخت مسائل و بسیاری از نیازهای دیگر.

به طور كلی، ما بخش عمده‌ای از زندگی خود را برای رفع نیازهای روان‌شناختی خویش صرف می‌كنیم. وقتی فردی خودكشی می‌كند، در واقع می‌خواهد درد روانی خود را از بین ببرد؛ دردی كه ناشی از ارضا نشدن نیازهای حیاتی اوست. تعیین این كه چه نوع نوجوانانی ممكن است به خودكشی مبادرت كنند، دشوار است؛ زیرا هر نوجوانی ممكن است این كار را انجام دهد. با وجود این، افرادی كه گوشه‌گیر بوده، مزاحمتی برای دیگران ایجاد نمی كنند، بیش از دیگران در معرض خطر اقدام به خودكشی قرار دارند. این نوجوانان اغلب علاقه دارند مورد توجه قرار گیرند اما رفتار آن‌ها در خانه و مدرسه به گونه‌ای است كه نمی‌تواند توجه كسی را جلب كند. گر چه تعیین نشانه‌هایی كه زنگ خطر مبادرت به خودكشی‌اند دشوار است، اما پاره‌ای نشانه ها می‌توانند زنگ خطری جدی باشند.

 

 

علایم یا مشخصات خودکشی

علائم یا مشخصاتی كه می‌توانند نشان دهنده خطر بروز خودكشی باشند به سه دسته تقسیم می‌شوند:

ــ  نشانه‌های لفظی

ــ رفتاری ـ روانی

ــ  موقعیتی

 

مشخصه‌های لفظي:

تمام سخنانی كه نشان دهنده تمایل به خودكشی‌اند، باید جدی انگاشته شوند.

۱. اظهارات صریح: می‌خواهم خودم را بكشم، كاشكی بمیرم و ...

۲. اظهارات غیرمستقیم: به زودی از شر من خلاص خواهید شد، همه از نبودن من خوشحال خواهند شد، من باعث تمام مشكلات خانوادگی‌مان هستم، دیگر بیش از این نمی‌توانم سختی‌ها را تحمل كنم، احساس می‌كنم سربار والدین هستم، خیلی دست و پا چلفتی هستم، دوستانم نیازی به من ندارند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |

 

 

        کشف مواد مخدر؛ هرمزگان

 

 

ماموران پلیس مبارزه با مواد مخدر استان هرمزگان بیش از 25 کیلوگرم تریاک در بندرعباس کشف کردند.

بنابر اعلام مرکز اطلاع­رسانی فرماندهی انتظامی هرمزگان این مواد مخدر دیشب از یک دستگاه تریلی در اسکله شهید رجایی بندرعباس کشف شد.

در این زمینه 2 نفر دستگیر شدند.

ماموران پلیس دریابانی شهرستان قشم نیز دیروز 8 کیلو و 500 گرم تریاک از 3 مسافر در اسکله شهید ذاکری کشف کردند.

  


 

امیدواریم که بتوانیم این بحث را ادامه و خبرهای داغی از فعالیت نیروی انتظامی در کنترل و از بین بردن مواد مخدر در اختیار شما قرار دهیم.

 

  

شما می­توانید سؤالات خود را از طریق «نظر بدهید» بیان کنید و جواب خود را در مطالب این وبلاگ پیدا کنید.

 

 

 

اگر مایل هستید از پیشنهادات و همکاری شما بهره گیریم

 

 با ما باشید.

 

 

09139303213

 

 

E.MAIL: tavahhom2008@yahoo.com  

 

 

                                        کیانی و تگریان ـ اصفهان

                    با همکاری جناب آقای آرش عسگري

 

                                           فروردین ماه ۱۳۸۷ 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط کیانی و تگریان |